داستان مردی با ریسک پذیری افراطی
15, مهر 1396
معنی بدهی چیست؟ تعریف بدهی ها و انواع بدهی را بشناسید
26, مهر 1396
نمایش همه

درون زندگی خودتون رو با بیرون زندگی دیگران مقایسه می‌کنید؟

لطفاً بیرون زندگی خودتون رو با درون زندگی دیگران مقایسه نکنید.

امروز می خواهیم موضوع مقایسه کردن را با هم بررسی کنیم.  موضوعی که شاید به درستی به پاسخ داده نشده باشد.

من خودم را با چه کسی بسنجم؟

ملاک ارزیابی برای من  کیست؟

من خودم رو با چه کسی مقایسه کنم؟

قبل از پاسخ به این سوالات می خواهم این سوال را مطرح کنم که آیا اصلا لازم هست من خودم را با کسی مقایسه کنم و بعد به این موضوع پردازند که با چه کسی خودمان را مقایسه کنیم.

تجمل گرایی نمونه‌ای از افراط

اجازه بدهید با هم موضوع تجمل گرایی را از دید مقایسه کردن خود با دیگران بررسی کنیم.

به عبارتی وقتی من خودم را با دیگران مقایسه میکند یکی از تبعاتش تجمل گرایی است.

یعنی من  ماشین همراه با دوستم که ماشین بهتری دارد مقایسه می کنم و می خواهم ماشین بهتری داشته باشم.

  منزلم را با فامیل‌ام که منزل بزرگتری دارد مقایسه می کنم و می خواهم منزل بزرگتری داشته باشم.

درآمدم را با رئیسم  درآمد بیشتری دارد مقایسه  می کنم می خواهم درآمد بیشتری داشته باشند.

همسرم لوازم منزل مان را، ماشین مان را،  سفرهای مان را و هرچه داریم را با افراد بالاتر از خودمان مقایسه می کنند مدام می‌خواهند از آنها بالاتر باشد.

و همیشه شخصی وجود دارد که ما از پایین تر هستیم ما می‌خواهیم خودمان را جایگاه او برسانیم.

مدام کار می‌کنیم پول در می آوریم وسایل می خریم جاهای می رویم کارهای انجام میدهیم که هیچ کدام را خودمان انتخاب نکرده ایم چون دیگران دارند ما هم می‌خواهیم.

در چرخه تجمل گرایی گیر می افتیم و راه رهایی نداریم.

دام قربانی نمونه‌ای از تفریط

اتفاق بعدی دانلود قربانی است یعنی چه توانایی رسیدن به دیگران را نداریم خود را قربانی وضع موجود می دانیم.

چون نمی توانیم از دیگران جلوتر باشیم به دنبال بهانه هایی هستیم به دیگران نرسیم.

در این چرخه اگر فرصتی پیش آید تا ما بتوانیم از دیگرانی که خود را با آنها مقایسه کرده ایم جلو بیفتیم احساس عذاب می کنیم.

چون قبلاً آنها را مورد مذمت و بی احترامی قرار داده ایم.

و اگر هم نتوانیم به آنها برسیم  برای خود فضایل اخلاقی در نظر میگیریم.

مثل موارد زیر:

من آدم ساده زیستی هستم

ما یاد گرفته ایم قانع باشیم

حرص و طمع کار خوبی نیست

پول چرک کف دست است

یا باید پول داشت یا دیندار بود

توجیهات و بهانه‌های بالا متاسفانه در جامعه پذیرفته شده است. و مردم با آنها خود را قانع می‌کنند.

میانه روی و تعادل راه‌حل

آیا به نظر شما راه حل دیگری هم وجود دارد؟

بله راه حل سومی هم وجود دارد.  پیشنهاد ما به شما رعایت تعادل و میانه روی است.

راه حل ما شامل دو قسمت است. قسمت اول مربوط به مقایسه کردن است و قسمت دوم مربوط به الگو گرفتن است.

قسمت اول: مقایسه کردن

من هم مثل خیلی از افراد خودم را با دیگران مقایسه می کردم. به عبارتی درون زندگی خودم را با بیرون زندگی دیگران مقایسه می‌کردم.

 نتیجه مقایسه خود با دیگران موارد زیر بود:

استرس میگرفتم

نگران می شدم

چون فقط قسمت های قشنگ زندگی دیگران را می دیدم  بهانه می آوردم

بعد از سالها مطالعه و بررسی  درک کردم که لازم است امروز خودم را با گذشته خودم مقایسه کنم.

اجازه بدهید با پرسیدن چند سوال موضوع را شفاف تر کنم.

نسبت گذشته وضعیت سلامتی‌ام بهتر شده است؟

نسبت به گذشته درآمدم بهتر شده است؟

آیا مهارت های بیشتری آموخته ام؟

آیا شغلم بهبود یافته است؟

خانواده‌ام رشد کرده اند؟

دوستان با کیفیت بیشتری دارم؟

اگر پاسخ به سوالات بالا مثبت باشد من نسبت به گذشته نتایج بهتری کسب کرده‌انم.

و اگر جواب منفی باشد پس لازم است برای سوالی که جواب منفی داده ام،  سوال دیگری مطرح کنم با این مضمون:

چه کارهای اشتباهی انجام داده ام و و چه کارهایی را باید انجام دهم  تا در آینده پاسخ این سوال مثبت شود.

مسئله اگر دوستان با کیفیت بیشتری  ندارم در گذشته چه اشتباهاتی انجام داده‌ام؟

و برای داشتن دوستان با کیفیت بیشتر در آینده چه کارهایی باید انجام بدهم؟

هر انسانی درمحیط خاص خود رشد می‌یابد، والدین خاص خود را دارد، استعدادهای خاص خود را دارد، مهارت‌های ویژه‌ای را کسب می کنند و همه موارد در کنار هم این انسان را خاص می کند.

همین خاص بودن مقایسه کردن با دیگران را بی ارزش می کند.  امیدوارم این ایده را به شما داده باشم که خودتان را فقط با گذشته خودتان مقایسه کنید.

اما الگوبرداری

درباره الگوبرداری باید این نکته را بگویم که  اگر در قسمتی ضعیف هستند و شخصی در آن قسمت قوی تر است من از تو یاد میگیرم.

من می خواهم درآمد بیشتری داشته باشم و در این قسمت ضعف دارند پس از شخصی که توانایی کمک کردن به من را دارد کمک می‌گیرم  تا درآمدم را رشد دهم.

و به بقیه قسمت‌های زندگی آن شخص هیچ کاری ندارم. آن آدم چه ماشینی دارد،  چه مسافرتهای می‌رود، چه لباس‌هایی می‌پوشند، هیچکدام به من مربوط نیست.

من آن آدم نیستم من خودم هستم لازم است بهترین خودم باشم.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

به فروشگاه سایت هوش مالی خوش آمدید رد کردن