یافتن نقاط قوت و بهره برداری در بحران‌ها
14, آبان 1397
باورهای غلط ثروت – پول دردسر آفرین است
15, دی 1397
نمایش همه

تبدیل ضعف به قوت

تو چی ضعف داری؟

چه در زندگی‌ات کم داری یا نداری؟

آیا می‌دانی با آنها چه کاری باید انجام بدهی؟ در این مطلب قصد دارم برای شما از تبدیل نداشته‌هایتان

به فرصت‌های عالی و طلایی بگویم. دو داستان مطرح می‌کنم یکی از خودم و دیگری داستان پسری یک دست.

داستان مراجع من

مراجعی داشتم که چند سالی بعد از بازنشتگی همچنان خرج زندگی و تحصیل فرزندانش را می‌داد.

وقتی به او گفتم که در حال ظلم در حق فرزندانت هستی، ناراحت شد.

به او گفتم وقتی من (علی اکبر داوری) بیست سالم بود، پدرم روی شانه‌ام زد

و از من خواست که دیگر از او هیچ پولی نگیرم. در ان سن برایم سخت بود

ولی امروز افتخار می‌کنم که پدرم اینچنین رفتاری با من کرده است.

زیرا که مجبور شدم روی پای خودم بایستم و با سختی های زمانه بجنگم و قوی‌تر شوم.

البته برخی زمان‌ها هم می‌گفتم که کاشکی پدرم کمی بیشتر حمایتم می‌کرد

و در انتخاب شغل یا خرید مسکن من را یاری می‌کرد. اما الان مطمین هستم که بهترین تصمیم برای من بوده است.

با آنکه زمانی این کسری و جای خالی من را اذیت کرد ولی الان کلی منفعت برای من ایجاد کرده است.

بیایید داستان دیگری هم در این رابطه با هم مطالعه نماییم.

داستان پسری با یک دست

♦️کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود.

پدرش او را برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد.

پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد،

استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می‌تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه‌ها ببیند.

در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد.

بعد از ۶ ماه خبر رسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می‌شود.

استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تک فن کار کرد.

سر انجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد!

سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاه‌ها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود

و سال بعد نیز در مسابقات کشوری، آن کودک یک دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند

و به عنوان قهرمان سراسری کشور انتخاب گردد .

وقتی مسابقات به پایان رسید در راه بازگشت به منزل ، کودک از استاد راز پیروزی اش را پرسید.

استاد گفت : ” دلیل پیروزی تو این بود که اولاً به همان یک فن به خوبی مسلط بودی ،

ثانیاً تنها امیدت همان یک فن بود

و سوم اینکه راه شناخته شده مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود که تو چنین دستى نداشتی!

یاد بگیر در زندگی از آنچه داری و به آن احاطه داری به خوبی استفاده کنی!!!

و چه درسی برای من دارد؟

یاد بگیرم که در زندگی ، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوتم خود استفاده کنم.

و من یاد گرفتم و با تمام وجودم در حال تلاش هستم که هر آنچه را ندارم به نقاط قوت خودم تبدیل کنم.

امیدوارم که با خواندن این مطلب شما هم بتوانید در زندگی خود نقاط ضعف خود را به نقاط قوت تبدیل نمایید.

متشکرم و موفق باشید

علی اکبر داوری

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *