عصر جدید اقتصادی – عصر جدید اقتصادی را چه بنامیم؟
12, خرداد 1395
اهمیت داشتن هدف در زندگی چیست؟
29, تیر 1395
نمایش همه

بدهکارم چکار کنم؟ تکلیف من با بدهی چیست؟

بدهکارم چکار کنم؟

وقتی فهمیدم بدهکارم که تا خرخره زیر بار قرض و بدهی بودم. وای که چقدر سخت بود که با این واقعیت روبرو شوم. سخت است که بپذیری هر کاری که انجام دادی اشتباهی پشت اشتباه دیگر بوده است. طلبکاران و بانک مدام تماس می‌گیرند. مدام رد تماس می دهی. ولی تا کی؟

شنیده‌اید کسی که خودش را به خواب زده است را نمی‌توان بیدار کرد؟ معمولا افراد بدهکار و ورشکسته (برای مطالعه بیشتر به مقاله بدهکار و ورشکسته کیست؟ مراجعه کنید) تا جایی که می‌توانند خودشان را به خواب می‌زنند. هر چه دیگران فشار می‌آورند و می‌گویند بدهکاری‌ات بالا رفته است. ایشان می‌گویند: من بدهکارم؟ دارم سعی می کنم که زود بدهی‌ام را پرداخت کنم.

از این به آن می‌کنند. از این شخص بیعانه می‌گیرند و بابت بدهی گذشته می‌دهند. از این قرض می‌گیرند بابت قرض قبلی می‌دهند. و به همین ترتیب اشتباهی پشت اشتباه دیگر مرتکب می شوند.

کتاب بدهکار باش!!! برای کمک به بدهکاران و ورشستگان در فروشگاه سایت موجود می‌باشد.

این چند اقدام ساده را انجام داد تا بیشتر بدهکار نشوید:

۱٫ ایست کنید

0258

وقتی بدهکارم باید توقف کنم

اشخاص بدهکار لحظه‌ای‌ نمی‌ایستند و با خودشان فکر نمی‌کنند که تمام این کارهایی که در حال انجامش هستند فقط و فقط وضعیت را بدتر می کند و بس. فکر نمی‌کنند که با این اعمال و رفتار در حال اضافه کردن به بدهکاری خود هستند. در حال انباشت کردن بدهی و قرض به مبالغ قبلی هستند.

لطفا کمی تامل و کنید. از این لحظه هیچ بدهی و قرض جدیدی ایجاد نکنید. شاید باید بگویم که اصلا هیچ کاری نکنید. بلکه باید توقف کامل کنید. مسیر پیش روی خود را بررسی کنید. درستی مقصد خود را تشخیص دهید. بعد به ادامه مسیر بپردازید. 

 

۲٫ مسوولیت پذیر باشید

 هر زمان که جلوی خسارت را بگیریم سود و منفعت شروع می شود. باید مسوولیت پذیر باشیم و بپذیریم که باید خودمان اشتباهات گذشته خود را جبران کنیم. و بیشتر از این خسارت و ضرر ایجاد نکنیم. شیوه انجام کارهایی که انجام داده ایم اشتباه بوده است و باید در صدد اصلاح شیوه انجام کارها باشیم.

اگر قرار بود با این شیوه به مقصد برسیم  تا به حال باید می رسیدیم. من پذیرفتم که بدهکارم و باید به فکر پرداخت بدهی ها باشم. پس تصمیم گرفتم که خیلی سریع تصمیمات مهمی بگیرم و به اصلاح امور بپردازم.

البته به هنگام بدهکاری از دعا و درخواست از خدا نیز می توان بهره برد. ولی این نکته را فراموش نکنید  که بدون اقدام عملی هیچ نتیجه ای محقق نمی‌شود. برای مطالعه دراین باره اینجا کلیک کنید.

۳٫ داشته ها و دانسته‌های خودتان را مشخص کنید

باید بر اساس نقاط قوت و مهارتهای موجودم و در عین حال با توجه به موقعیتها و فرصت های بازار بهترین تصمیم را می گرفتم. به هر حال هر انسانی تواناییها و استعدادهای خاص خودش را دارد. همین توانایی ها  موجب می شود که آدم های موفق بر اساس فرصت موجود در بازار به موفقیت دست پیدا کنند.

 من (علی اکبر داوری) هم تصمیم گرفتم که با توجه به همین توضیحات به تصمیم گیری بپردازم. در آن زمان به پیمانکاری ساختمان مشغول بودم. فرصت مناسبی بود. پس همان را ادامه دادم. ولی به شیوه صحیح و در مسیر درست.

۴٫ نداشته‌ها و ندانسته‌هایتان را لیست کنید

اما اشکال اصلی کار در این قسمت است که ما در مسیر شغلی خود سرمایه هایی را نداریم یا مهارت هایی را نمی دانیم. پیدا کردن این قسمت راه حل اساسی است. زیرا که اگر این قسمت به صورت صحیح اصلاح نشود، باز به جای اول باز می گردیم.

از چیزهایی که نداشتم دانش مدیریت و هوش مالی بود. پس به مطالعه بیشتر پرداختم. به کلاس های گوناگون رفتم.

ندانسته ها همیشه مانع پیشرفت ما هستند. بعضی این موارد را می شناسند و بعضی خود را به ندانستن می زنند. اما هر کس به نقص خود پی ببرد در آینده ای نه چندان دور به منفعت بزرگ دست خواهد یافت.

۵٫ ریشه بدهکاریتان را پیدا کنید 

سال ۸۶ تا۹۰ با شخصی مشارکت داشتم. به دلایل مختلف از جمله اصرار به تکرار اشتباه، از ایشان جدا شدم. بارها به او گفتم که مسایلی را نمی داند و باید به شناخت این مسایل همت گمارد. ولی ایشان زیر بار نمی رفت که نمی رفت. بعدها با خبر شدم که همان اشتباهات را قبل از شراکت با من(علی اکبر داوری) هم داشته است. و متاسفانه بعد از جدایی با من هم تکرار کرده است.

از این افراد در جامعه زیاد می‌بینیم که با یکبار اشتباه به اصلاح نمی‌پردازند. و مدام این اشتباه را تکرار می‌کنند. اگر ریشه مشکل و مساله بدهکاری‌تان را پیدا نکنید، بازهم  مرتکب خطا و خسارت می شوید. بدهکاری ورشکستگی فقط یکبار در زندگی باید ایجاد شود. تکرارش خلاف سلامت عقل و منطق است.

امیدوارم کسی  بدهکار،ورشکسته و گرفتار نشود. ولی اگر شد بتواند ریشه مساله و مشکل را پیدا کند و به سرعت در جهت رفع و رجوعش گام بردارد.

مطلب (راه‌های رهایی از بدهکاری چیست؟) برای مطالعه بیشتر معرفی می گردد.

اگر تجربه‌ای در این زمنیه دارید یا از کسی شنیده‌اید یا دیده‌اید، در قسمت نظرات این صفحه مطرح کنید.

پیروز و سربلند باشید. 

121 دیدگاه ها

  1. ناشناس گفت:

    سلام منو همسرم جمعا ۲ میلیون تومن بدهی داریم دارم دیوونه میشم ولی وقتی اومدم دردو دلای شمارو خوندم باز به زندگی امیدوارشدم برنامه ریزی کردم این دو میلیونم تا ۴ ماه دیگه تموم میشه ایشالله خدا ب هموتون کمک کنه

  2. ناشناس گفت:

    سلام من وام گرفتم که کار کنم جواب نداد ومتآسفانه برای پرداخت وام یک ماشین نزول کردم والان هم نه کل وام پرداخت شد ونه پولی برام مانده وسر برج چهار هم باید پول ماشینو پرداخت کنم دستم از همه جا کوتاه شرمنده وناامید لطفآ راهنمایی کنید

  3. ناشناس گفت:

    سلام
    حرفای همرو به دقت خوندم
    بنده الان ۲۶سالمه فوق لیسانس معماری متاهل و نامزد در حین خدمت با ۸۰ ملیون بدهی ونه خونه و نه ماشین دارم. حتی پول کرایه تاکسیم ندارم الان
    ولی کلی تجربه ی فنی و بازاری دارم که حداقل ۸ماه نمیتونم ازشون استفاده کنم
    ولی دست پاچه هم نیستم
    بدهمارا خونسرد باشن تا از چاله بیرون نیان بیافتن تو چاه . چاکر همه

  4. ناشناس گفت:

    خدا به داد آدمی که پول نزولی میده برسه

  5. ناشناس گفت:

    سلام..به نظر شما موقعی که آدم بدهکار می شه بهتر نیس یکی دو سال بره کشورهای عربی مثل دبی یا قطر کار کنه .و بعد بیاد بدهکاریهاش را پرداخت کنه.چون فشار طلبکارا تمرکز آدم را شدیدا بهم میزنه

    • علی اکبر داوری گفت:

      سلام
      سپاسگزارم از سوال شما و امیدوارم با پاسخ زیر به تصمیم درستی برسید.

      هر انتخابی مثل سکه‌ای است که دو رو دارد. جنبه مثبت و جنبه منفی دارد.
      تصور کنید که دو سال گذشته است و شما به کشوری عربی رفته‌اید و کار و تلاش کرده‌اید.
      طلبکارها از شما اطلاعی ندارند و شما بعد از دو سال بر می گردید و پول انها را برمی گردانید.
      آیا نسبت به گذشته و رفتار و اعمال انجام داده خود رضایت دارید؟؟؟
      آیا به خود نمره قبولی می دهید و یا از کار خود پشیمان هستید؟؟؟

      اگر بتوانید به سوالات بالا امروز نسبت به دو سال آینده پاسخ قابل قبول بدهید،
      به راحتی می توانید تصمیم بگیرید که دو سال به کشوری عربی بروید و کار کنید
      و یا راه حل دیگری بیابید.
      موفق و سربلند باشید

    • ناشناس گفت:

      در صورتی که مطمئن باشی میتونی از اوتجا پول در بیاری به نظر من بهترین راهه…

  6. نقی طالب زاده از مشهد گفت:

    باسلام خدمت تمامی دوستان ازسال ۸۰بدون سرمایه فقط با ۲۰۰هزارتومان قرض از خانمم وارد بازارشدم تا اوایل ۹۵سرمایه ام به یک ونیم میلیارد رسید مدام ازبانک ملت زنگ میزدند امتیازحسابت خیلی بالاست ومیتونی وام بادرصدپایین بگیری اعتقادی به وام نداشتم چون نیازی هم نبود ماشین خوب خونه خوب درامد بین ده تاپانزده میلیون هربرج…. تایک ملک خوب تقریبا نزدیک حرم دیدم بامشاوره رفقا برای هتل معرکه بود فقط دویست سیصدمیلیونی خرج داشت پولم نیمرسید ولی زنگهای بانک وسوسه ام کرد کلا یک میلیاردو هشتصد قیمت ملک بود با رییس بانک صحبت کردم ۵۰۰میلیون باسندش وام بگیرم تا ۳۰۰کسری پولم جبران بشه ۲۰۰میلیون هم خرجش کنم تابه بهره برداری برسه ماشین وهمه چی رو فروختم یک پونصد دادم بقیه روهم دوماهه بعد برداشتن وام متاسفانه بانک بیشتر از سیصد ملیون وام ندادوبرای تعمیرات موندم تا اول ۹۶ قستهای بانک ومیدادم تصمیم گرفتم دو سه ساله قستهام تموم شد با یه وام دیگه یا با پس اندازی یا بلاخره یه جوری به لطف خدا به به بهره برداری میرسونم متاسفانه از اول ۹۶بازار بقدری خراب شد که قسطها روهم انبارشدن تنها چیزی که به فکرم رسید به هر نحوی شده سرمایه دومیلیاردی خوابیده روبه بهره برداری برسونم دستم خالی بود قستها روزبه روز روهم انبار ۲۰۰تومن پول سودی برداشتم حوالی شهریور برای ساخت ولی متاسفانه مشاوها م اشتباه گفته بودن وملک اصلا قابل بازسازی نبود بالاجبارتصمیم به بازسازی گرفتم بامهندسی قرارداد بستم که تا عید۹۷ساخت هتل کوچیک ماروبه اتمام برسونه با هزینه تقریبا ۶۰۰میلیون بقیه روبرا برج ۱ به بعد ۹۷چک کشیدم چون به محض تموم شدن سه ساله حداقل ۹۰۰میلیون اول اجاره میگرفتم که نصف نقد نصف دیگه طی شش ماه تصویه بدهیهام بانک تصویه میشد خیال راهت بعد سه سال هم ملک آماده دراختیارم بود متاسفانه پیمانکار یکی دوماه اول لفتش داد الال هم هرکاری کرد به عید تموم نشد حداقل دوماهه دیگه کار داره حس بدی دارم نه شب نه روز نه خواب که سررسید چکها میرسه این این تموم نکرده چکار کنم؟

    • علی اکبر داوری گفت:

      سلام
      همیشه در جلسات مشاوره به مراجعین اعلام میکنم که
      بدهکاری می تواند سکوی پرواز خیلی خوبی برای شما باشد
      به شرطی که از آن بهره ببرید.
      به دنبال سکوهای پرتاب خود بگردید و اگر سکو ندارید ، بسازید
      به امید موفقیت و روز افزون شما

  7. ناشناس گفت:

    با سلام خدمت دوستان
    واقعا متاسف شدم !ان شالله مشکلتون حل بشه
    ببخشید ها اما احساس میکنم بیشتر بدهکارها بخاطر چشم رو هم چشمی به این روزهای بد دچار شدن
    بنده راننده یک اداره هستم ۳۵ سال دارم و دو فرزند ،یه واحد آپارتمان دارم که برای خریدش وام گرفتم و یه ماشین به ارزش ۳۵ میلیون !جز اینکه واسه خونه وام گرفتم تا به حال هیچوقت قرض و وام نیاوردم ،زندگیم میگذره و راحت میتونم برم وام بگیرم اما میترسم !گاها اطرافیان میگن یه شغل دوم مثل مغازه یا … ردیف کن اما هر بار که فکر میکنم منصرف میشم
    این وام خونه که آوردم برام کمی سنگینه اما به راحتی پرداخت میکنم و خرج و مخارجمون الحمدلله میگذره
    با خودم میگم چرا خودمو درگیر کنم و ریسک کنم و به همین راضی میشم اما گاها میگم چرا مثل اطرافیان خونه ام رو بزرگتر نکنم و ماشینم رو بهتر نکنم
    نمیدونم
    اما همیشه محتاط و ترسو هستم .

    • علی اکبر داوری گفت:

      با سلام
      متشکرم که نظرتون را گفتید.
      در کل باید بگویم که افراط و تفریط در زندگی مالی اشتباه است.
      هم ولخرجی کردن اشکال دارد و هم محتاط بیش از حد بودن.
      اگر شرایطی وجود دارد که می توان درآمدی ایجاد کرد و زندگی را رشد داد، باید از آن بهره برد.
      و برای اینکه بتوان احتیاط بیش از حد را با هدفگذاری و چالش ایجاد کردن از بین برد.
      امید که بتوانید در زندگی رشد کنید.

  8. ناشناس گفت:

    سلام ….من ی جوون ۳۳ ساله متاهلم ….مدرک فوق دیپلم کامپیوتر ….و ی پسر نه ساله دارم …..بعد از چند سال کار کردن تو بازار مسکن، یهو ب خودم اومدم که کلی قرض بالا آوردم دقیقا امروز که ۱۷ اسفند ماهه ۱۲۸م بدهی دارم ..از بس که گوشیم داره زنگ میخوره عصبی شدم حتی به زنگ گوشی موبایلم آلرژی پیدا کردم از بس که طلبکارها زنگ میزنن….نمیدونم اشتباهم کجا بود …..ما مقصریم یا بازار بی رحمه ….سر نماز دعا میکنم برا همه تون برا همه اونهایی که مث من مشکل بدهی دارن …..الان که رسیدم به این مرحله میفهمم …هیچی تو زندگی نداشته باشید ولی بدهکار نباشین….خیلی سخته خیلی …..خواهش میکنم ی راهی جلوی رام بزارید بخدا از همه جا بریدم……

    • علی اکبر داوری گفت:

      ❇️بازار مسکن در ایران چند سال رونق و چند سال رکود دارد.
      بازار بالا و پایین می رود و ما باید اماده این وضعیت باشیم.
      ❇️به طلبکاران حق بدهیم و ازشون ممنون باشیم که ما را از خواب غفلت بیدار کرده‌اند.
      ❇️مسولیت پذیر باشیم و بدانیم که زندگی اول امتحان می گیرد و بعد درس می دهد. این نکته را بارها بزرگان به ما یادآوری کرده‌اند.
      ❇️بدهی جزیی از زندگی و کسب و کار است. چون ما نمی دانیم دلیل بر بد بودن آن نیست.
      مثل شراکت که عده ای فقط با یکبار شراکت اشتباه اذعان می‌کنند که اگر شریک خوب بود، خدا برای خودش شریک می‌گرفت.
      شراکت را بلد نیستیم برویم یاد بگیریم. بدهکار بودن را بلد نیستم برویم یاد بگیریم.
      ❇️مطابقت دخل و خرج:
      باید دخل و خرج با هم بخواند. و بهتر انکه دخل از خرج بیشتر باشد.
      یا به عبارتی درآمد بیشتر از هزینه باشد.
      ❇️اگر به دنبال یک راه حل هستید من ندارم.
      به قول دکتر حلت آسانسور موفقیت سالهاست تعطیل شده است.
      موفقیت و پیشرفت نه اسانسور، نه پله برقی و نه بالابر دارد.
      بلکه پله پله و گام به گام است. عمری خودمان را به خواب زده ایم و حالا می خواهیم یک شبه مشکلات را حل کنیم.
      ❇️گام اول: بپذیریم که سالها اشتباه کرده‌ایم. راه را اشتباه رفته ایم.
      ❇️گام دوم: بپرسیم چه کارهایی وضع را بهتر می کند؟
      تعداد زیادی اقدام و کار بنویسیم و هر روز از روز قبل بیشتر و بهتر تلاش کنیم تا به موفقیت برسیم.
      ❇️زمان برده است تا به بدهکاری و گرفتاری مالی برسیم. پس زمان می خواهید تا اوضاع بهتر شود.
      موفق و سر بلند باشید.
      در کانال تلگرامی ما فایل صوتی هم در این زمینه موجود است: houshemali8

  9. ناشناس گفت:

    سلام خدمت همه ی عزیزان خوشحالم که بالخره یه جایی رو بیدا کردم تا دو کلمه درد دل کنم تا سبک بشم
    من کارم ساخت و ساز بود خدا خودش شاهد بود که هیچ وقت نخواستم حتی هزارتومن ناحق تو زندگیم حرام باشه نه این که خیلی آدم مذهبی هستم یا اینکه بخواهم شعار بدم چون نه اینجا کسی منو میشناسه نه من کسی رو میشناسم فقط گواه من خذاست
    کارم خیلی خوب بود چون واقعا بکارم علاقه داشتم ولی چی بگم از این بازار و بعضی آدمهاش یه نامرد سر راهم سبز شد و چند بار ازم خونه خرید و چک داد تا مثلا خو‌‌شحسابی کنه بعد مدتی شروع کرد به قانع کردن من که باهم شراکتی کار کنیم منم از روی خوش حسابی های قبلی اش و اعتبار خودم کاری که نباید میکردم رو کردم و با دستهای خودم رفتم ته ته ته چاه چون رفتیم برا ساخت یه مجتمع ۱۲واحدی خلاصه بگم خوردیم به رکود بازار بانک که کلا ساختمون رو مصادره کرد و ما موندیم با جمعیتی از طلب کارها از مصالح فروش بگیرین تا شهرداری خدا رو شکر بیش فروش نکردیم تا یه عده رو چشم انتطار خونه بذاریم فقط یه تجربه دارم اینه که اگه بانک ها و شهرداری یکم با مردم مدارا میکردن الان خیلی از جوون ها صاحب خونه بودن و اقتصاد کشور ما بهتر میچرخید
    چون بیشتر بیام هایی که مردم دادن رو خوندم اکثرا از بانک ها ناله داشتن دلیلش فقط اینه که بانک ها وام های بی رویه دادن به کله گنده ها و حالا باید از ما مردم بدبخت جبران کنن
    انشالله که مشگل همه حل بشه بحق محمد آل محمد

  10. محمود خراسانی گفت:

    سلام من هم بده کار بانکم ومثل دیگران وام باسود بالا گرفتم ومثل خر توش موندم و۱۲۰ میلیون به بانک ملت بهکارم ولی من وام برای ساخت خانه گرفتم واز پس قسطش بر نمیام وبانک هم دست گذاشته روی خونم وهرروز زنگ میزنه وپیام میده لطفا کمکم کنید

  11. ناشناس گفت:

    سلام،دارم از غصه میمیرم بخدا هیچ امیدی جز خدا نداریم برامون دعا کنید😔

    • علی اکبر داوری گفت:

      سلام بر شما
      لحظات بدهکاری و بحران مالی به دشواری می‌گذرد
      یاد جمله «این نیز بگذرد» افتادم
      باید صبور بود و قدم برداشت
      براتون از خدای مهربان رحمت و فرج می‌طلبم

    • ناشناس گفت:

      منم مثل شما نمیدونم چیکار کنم

    • ناشناس گفت:

      خدا درست میکنه انشالله.درک میکنم.سخته.خیلی.منم دقیقا تو بدترین بحران زندگیم هستم.

  12. ناشناس گفت:

    سلام
    ۳۶ سالمه
    با ۱۵۰ ملیون تومن بدهکاری در بازار و بی کا شدم بدون درآمد با کلی هزینه مثل قسط بانک و اجاره خونه و…
    خواستم یه کاریو شروع کنم وارد بازار شدم اما نه تنها سرمایه اولیه خودمو از دست دادم بلکه ۱۵۰ ملیونم بدهکار شدم و اعتبارم از بین رفت حالا کارم شده فرار از دست طلبکارها و گوشی جواب ندادن.
    پراز استرس و اضطرابم
    حالم اصلا خوب نیست

    • علی اکبر داوری گفت:

      سلام بر شما
      وقتی می‌خواهید یک گوشی موبایل بخرید ، چقدر تحقیق انجام می‌دهید؟
      وقتی یک وسیله جدید می‌خرید حداقل یکبار دفترچه راهنمای دستگاه را می خوانید.
      یا از یک متخصص بهره می برید برای راه اندازی دستگاه جدیدی که خریده‌اید.
      به نظر شما داشتن کسب و کار چقدر ارزش دارد؟
      ایا به اندازه یک وسیله جدید ارزش ندارد که حداقل یکبار دفترچه راهنمایی درباره اش بخوانیم؟
      چند کتاب درباره اش بخوانیم یا چند ماه برای یاد گرفتن کسب و کار شاگردی کنیم.

      لطفا برای داشتن یک کسب و کار چند ماه زمان اختصاص بدهیم و به شاگردی کردن و یاد گرفتن فوت و فن کسب و کار زمان اختصاص بدهیم.
      حداقل چند کتاب یا مقاله درباره اش بخوانیم.
      یا با چند نفر خبره درباره شغل و کسب و کار مشورت کنیم.

      الان یاد یک تجربه افتادم.
      عزیزی تعریف می کرد سالها پیش از ایران مهاجرت کردم.
      پسر عمویم به من توصیه کرد که در شهری که قرار است زندگی کنی،
      با کسانی که در شغل تو بهترین هستند،
      دوستی کن.
      چه بخواهی و چه نخواهی بعد از مدتی تو هم مثل او خواهی شد.

      امید که این داستان برای شما هم درسی ارزشمند داشته باشد.
      پیروز و سر بلند باشید

  13. ناشناس بمونم گفت:

    من یک زنم شوهرم میلیادر بود اما در طول زندگی ۹ ساله ای که تا منون داشتیم چون به پدرش خیلی اعتماد داشت هیچ چیزی برای زندگی من و فرزندم نگذاشت حتی یک مسکن اجاره ای هم نداشتیم باید روی پای خودم می ایستادم بخصوص که به تهمت شریکش به زندان افتاد من ماندم و هیچ چیز باورتان نمی شود حتی پولی برای وکیل خودش هم کنار نگذاشت و من که حتی طلا هم نداشتم چون همیشه همه چیزم را می دادم همسرم . وقتی افتاد زندان متوجه شدم میلیارد ها تومان پول داشته ولی برای من و فرزندم به اعتماد پدرش کاری نکرده ومطمئن بوده اگر اتفاقی برایش بیفتد پدرش از ما حمایت خواهد کرد. پدرش از ترس اینکه مبادا من و دخترم مالی طلب کنیم همه دارایی پسرش را فروخت حتی یک خانه اجاره نکرد برای ما . من از تحصیلاتم استفاده کردم و با نوشتن پروژه های تحقیقاتی برای این آن دفتری باز کردم و نان دخترم و خرج همسرم را در زندان می دادم تا در آمد از زندان. مجبور شدم از ترس اینکه مبادا دخترم بی پناه بماند و یک دفعه به دلیلی من بمیرم ناچارا وام بردشته ۹۰ میلیون وام از جاهای مختلف برداشتم و خانه و ماشین خریدم و ۲۷ میلیون خرج خانه کردم و چک هایم را موفق شدم پاس کنم . تا مدتی وام ها را خوب می دادم تا اینکه بعد از مدتی پروژه ای نیامد ۷ ماهی هست کار نکردم و بانک ها شدیدا فشار می آورند . گاهی خودم را لعنت می کنم چرا وام برداشتم اما می ترسیدم دخترم بی سرپناه بماند . می دانم مسبب تمام این بلاها همسرم بوده اما به رویش نیاوردم و همچنان از او حمایت می کنم الان ۱۳۰ میلیون بدهی دارم و احساس می کنم حقم این نبود حق یک زن در شرع خدا این نیست . کسی کمکم نکرد و پدر شوهرم بسیار با سنگ دلی شاهد زمین خوردن من است با وجودی که خیلی برایشان فداکاری کردم کل درآمدم از نوشتن پروژه های دانشگاه و شرکت ها می گذشت که آن هم ایستاد . می دانم گناه من نبود همسرم خانه را تامین نکرد و وضایف او من را زمین زد و ماجرای مرد شدن من این بود نمی دانم چکار کنم احساس می کنم بی گناه گرفتار این ماجرا شدم . با وجود تحصیلات عالی بیکارم و با وجود آنهمه رزومه درخشان . همین روزهاست که بروم زندان اما برای همه کسانی که برای خانواده شان تلاش کردند نوشتم وجدانم راحت است که تمام توانم را به کار بردم .و باقی توکل به خدا .

    • علی اکبر داوری گفت:

      با سلام خدمت شما
      سپاسگزارم که تجربه خود را با ما به اشتراک گذاشتید

    • A.Hamid گفت:

      سلام خواهر محترمه
      درسته که وظیفه یک مرد خونه را به گردن گرفتی باید گفت مرحبا به همت شما ولی با تجربه ای که برای خودم و دوستانم اتفاق افتاده همه این مشکلات بخاطر پول سودی بانک که در اسلام ربا نام گذاشتن سرنوشت انسان را به چنین روزی دچار میکنه
      به عنوان یک انسان دلسوز پیشنهاد میکنم توبه کنید بخاطر دریافت وام سودی و ربا بانک ان شاءالله مشکلات حل خواهد شد

    • ناشناس گفت:

      خواهر جان درود به شرفت امیدوارم آنهایی که ظلم کردن بهتون به سزای عملشون برسن

    • ناشناس گفت:

      خدا کمکت کنه دقیقا سرنوشت منه،،،خونه رو بفروش ،،بدهی رو بده ویک جا رهن کن بعضی زندان رفتنه ،ولی نذار زندگیت بپاشه ،و بااون پدر شوهر قطع رفت و آمد کن نذار شوهرت هم بره باهاشون

  14. ناشناس گفت:

    باعرض سلام و خسته نباشید
    برادری دارم که با ولخرجیهای همسرش و بچه هاش و بی فکری خود برادرم کل سرمایه زندگیش از دست داده و زیر صفر شده
    و طلبکارا یکی یکی دارن حکم جلبش می گیرند
    می خواستم از شما بپرسم باتوجه به اینکه برادرم هیچی ندارد اگر زندان برود خودش هیچ سندی برای آزادی ندارد و فقط پدر و مادر پیرم خانه ای دارن که در آن زندگی می کنند و ابروشون هستشاگر این سند را گرو برای آزادی برادرم بگذارند سند از بین می رود
    از شما خواهش می کنم راهنمایی کنید چطور رضایت طلبکارا رو بگیریم که از مقدار طلبان کم کنند
    لازم بذار طلب برادرم چهارصد میلیون هست
    و منم خونه ای داشتم که برادرم رو خونه من وام گرفت و نتونست قسط بده و خونه ام تو مزایده رفت

    شما را به خدا قسم بخاطر پدر و مادرم راهنمایی بفرمایید چکار کنیم

  15. ناشناس گفت:

    با سلا من ۳۴ سالمه الان ک دارم این متن رو مینویسم کارمو و مغازمو پولمو و زنم ازم طلاق گرفت ب خاطر ی اشتباه من دو سال کار کردم موبایل فروشی داشتم ام الان ی هزار تومنی هم ندارم .

    • علی اکبر داوری گفت:

      سلام بر شما
      از شما سپاسگزارم که اشتباه خودتون را به مخاطبین سایت هوش مالی به اشتراک می‌گذارید.
      امیدوارم که از اشتباه خودتون درس گرفته باشید و اماده بهتر شدن در زندگی باشید

  16. ناشناس گفت:

    سلام.بنده ساکن یک شهرکوچک مرزی با حقوق ماهی ۱۷۵۰۰۰۰تومن هستم.بدلیل ساخت بک خانه محقرو درمان ناباروری مجبور به گرفتن وام و قرض کردن شده اه ام.۱۳۶۰۰۰۰۰تومن به مردم بدهکارم.که بهم فشارمیارن.و من خودمو قایم میکنم.چکارکنم تا یکماه بدهیهام پرداخت کنم و راحت بخوابم.ممنون

    • علی اکبر داوری گفت:

      با سلام بر شما و سپاسگزارم از بیان مساله خود
      نکته ای از آنتونی رابینز به نظرم جالب امد. ما در یکسال بسیار بیشتر از انتظار خود هدفگذاری می کنیم اما
      برای چند سال دیگر خود را دست کم می گیریم. مثلا دوست ما در یک ماه انتظار ورودی ۱۳/۶ میلیون تومانی دارد.
      اما همین ادم برای یکسال آینده انتظار درآمد ماهیانه ۳/۵میلیون تومان را ندارد.
      در صورتی که میلغ درآمدی که من بیان داشتم فقط دوبرابر درآمد کنونی ایشان است.

      اما در عین حال اتفاق و وقوع خواسته شما دور از انتظار نیست. به شرطی که برای محقق شدن آن تلاش لازم را نمایید.
      و هر روز از خود بپرسید که :
      از چه منابعی می توانم درآمد داشته باشم؟
      ایا مهارتی ندارم که از آن بتوانم کسب درآمد کنم؟
      آیا وسایل زیادی برای فروش ندارم تا بتوانم قرضم را بپردازم؟
      آیا توانایی تولید کالایی در منزل ندارم تا به درآمدهایم اضافه شود؟
      آیا نمی توانم با شخصی شراکت کنم تا به درآمدهایم اضافه شود؟
      از چه کسانی می توانم مبلغی را برای چند ماه آینده به صورت قرض بگیرم؟

      نکته بعدی درباره شما این است که از نقطه ضعف‌تان صحبت می کنید.( من در یک شهر کوچک مرزی زندگی می کنم. )
      آیا خدا به ساکنان شهر کوچک مرزی روزی نمی دهد؟ یا گفته به شماها کمتر می دهم؟

      برای از بین بردن نقاط ضعف دو پیشنهاد برای شما دارم:
      اول اینکه هر روز سه نقطه قوت خود را بنویسید و در طی روز از آن برای بهتر شدن زندگی تان بهره ببرید.
      دوم به شما توصیه می کنم که محصول «بالا رفتن از سطوح عملکرد و کسب نتایج فوق العاده» را از لینک زیر تهیه نمایید و گوش کنید.
      بالا رفتن از سطوح عملکرد و کسب نتایج فوق العاده
      بهترین ها را برای شما ارزو دارم

  17. ناشناس گفت:

    سلام بنده ۴۷ سال سن دارم ومن سال ۸۴ به تهران رفتم از رانندگی آژانس شروع کردم و کم کم با اشنایی چند رفیق وارد کار پخش عمده لوازم برقی شدم کارم در ان زمان خیلی گرفت بصورتی که یک خانه بزرگتر در همان جا اجاره کردم و ماشینم را از پیکان به پژو صفر رساندم و کم کم مغازه ای هم در محل زندگی خود به راه انداختم و در محل سکونت خود اسمو مقامی بپا کردم ولی از سال ۸۹ به بعد بازار کسبو کارم بدجوری خوابید و من در ان زمان خانه ای خریده بودم و قسط داشتم از ترس ابرو به پول نزول گرفتن رو اوردم کم کم دیگر کارم را رها کرده از این میگرفتم و به ان یکی میدادم و همینجوری بدهی من از داشته هایم فرا تر رفت و من الان با دو فرزند و همسر خود اواره ایم خانه و ماشینمان هم بابت بدهی رفت ولی هنوز ۱۵۰ میلیون بدهکارم و الان متواری ام کمکم کنید …

    • علی اکبر داوری گفت:

      سلام بر شما
      اقای برایان تریسی در همایشی سوال می پرسد که اگر درآمد شما افزایش پیدا کند، شما ثروتمند می شوید؟
      همه افراد پاسخ می دهند: بله.
      وسوال بعدی: تا به حال چند بار افزایش درآمد داشته اید؟ و آیا ثروتمند شده‌اید؟
      پاسخ گویاست زیرا فقط بالارفتن درآمد باعث ثروتمندی نیست.
      دوست عزیز شما هم با بالا رفتن درآمد به بالا بردن هزینه پرداخته اید.
      در صورتی که لازم بود به جای ولخرجی اقدام به سرمایه گذاری می کردید.
      و بدتر از آن به نزول هم پرداخته اید.
      گام اول برای شما بستن و تمام کردن پول نزولی است.
      گام دوم پایین اوردن هزینه ها .
      گام سوم ایجاد درآمد و پرداخت تمام بدهی هاست.
      و گام چهارم پیدا کردن منابع درآمدی جدید و سرمایه گذاری های جدید است.

      براتون ارزوی بهترین ها را دارم

  18. ح میم گفت:

    سلام خدمت عزیزان
    بنده ۳۰ سال سن دارم موقعیت و وضعیت کاریم خوب بود و در شرکتی در قسمت بخش فروش این شرکت کار میکردم با در امدی ماهی ۲ میلیون تومن و زندگیم بد نبود تا اینکه با پیشنهاد یک کار حق العملی روبرو شدم و پذیرفتم چند ماهی بیشتر از اون کار نمیگذشت که مبلغ ۹۰ میلیون تومان را بصورت پیش پرداخت جهت سفارش کالا بحساب من حواله زدند تا اینکه سفارش چند طرف را رزرو کنم و پس از تحویل سفارشات الباقی مبلغ را بپردازند در مدت ۲۰ تا ۲۵ روزیکه میخواست سفارش طرف اماده بشه من دست به کار شدم و مبلغ رو واریز کردم به یک سایت که هر از گاهی به مناسبت ایام خاص در صدی از مبلغ واریزی رو به مدت ۲۴ تا ۴۸ ساعت نگه میداشت و درصدی هدیه بهت تعلق میگرفت اون سایت یک سایت کازینو بود که من مبالغ حدود ۳ میلیون و ۵ میلیون تو همچین مواقعی واریز میکردم و با دوستم به اندازه ی ۱ میلیون بازی میکردیم که پولی از کسی ضایع نشه تا مبلغ هدیه جابجا بشه و بتونیم اون مبلغ هدیه رو برداشت کنیم اما روزی رسید که دوباره اون سایت به مناسبت خاصی اعلام هدیه کرد و من هم به این حساب که پول رو‌ واریز میکنم فوقش هم اگر هدیه رو نتونستم بردارم مایه پول رو برداشت میکنم اما غافل از اینکه قوانین برداشت اون سایت عوض شده بود و اطلاع رسانی هم کرده بودند اما من دقت نکرده بودم و‌پس از واریز متوجه شدم تا موجودی قابل برداشت صفر هست و موجودی حساب من در اون سایت ۹۰ میلیون + درصدی از هدیه به پشتیبانی اون سایت تیکت زدم گفتن قوانین عوض شده و باید با کل مبلغ بازی کنید تا بتونید برداشت کنید خیلی تلاش کردم ولی هر چه بازی میکردم بیشتر میباختم تا اینکه کل اون مبلغ از دستم رفت بیچاره شدم الان افرادیکه مبالغ رو جهت سفارشات واریز کردند فشار اوردن و به هر طریقی که میتونن دارن بهم فشار میارن ترس از آبروم دارم والله قسم مال کسی رو تو عمرم نخوردم تا حالا بد برای کسی نخواستم نمیدونم چه کنم الان ۱ ماه هست امروز و فردا میکنم از چند نفر قرض گرفتم و بعضیها رو جواب دادم اما فقط بدهیم داره از این به اون میشه و میگم منتظر باشید تا سفارشات اماده بشه ترس از آبروم دارم که گوش شرکت برسه و همین شغلم رو هم از دست بدم ای خدایا به فریاد من برسید ترا به ۱۴ معصوم قسم هرکس میتونه کمکی به من کنه من آدم آبرو داری هستم شب و روز دعاهای تو نمازم شده که خدا آبرومو حفظ کن ترا خدا کمکم کنید دیگه دارم میبرم برام دعا کنید ترا به عزیزتون قسم هر کس میتونه کاری کنه به دادم برسه

  19. ناشناس گفت:

    با سلام
    من همسرم ورشکست شده قبل از ورشکستگی در چراغ برق مغازه داشت و کارش هم خوب بود یکی از جنسایی که میفروخت چون خودش روش کارکرده بود و تو بازار جا انداخته بود اون کسی که تولید اون کارو داشت میخواست تمام دستگاه و قالب کاراشو بفروشه همسر من چون زحمت اون کارو کشیده بود اون کارگاه رو وسایل و دستگاهها رو خریداری کرد و اون طرف قرار شد ظرف مدت یکماه اونجا رو براش راه بندازه تحویل بده ولی متاسفانه اینکار به درازا کشید و ما کلی پول نزول و بدهی برامون درست شد بعضیها با فروش زمین و چیزایی که داشتیم داده شد ولی بعضی از اونا مونده و جلب شوهرمم گرفتن تو بازار موقیعیتش خراب نشده ولی چون دوستایی داره در بازار که از وضعیتش خبر دارن و میترسه تو بازار بره کارکنه بیان بگیرنش و بازار کارشم خراب بشه ما نه خونه داریم نه زندگی من خونه پدرم در شهرستان با یک بچه کوچک و اون تهران خودشو الکی به در و دیوار میزنه و نمیدونه چطور خلاص بشه تو رو خدا به من کمک کنید که زندگیمو بتونم نجات بدم ممنونم.
    اگه کسی میتونه بهم کمک کنه با این شماره تماس بگیره ۰۹۳۶۶۰۱۵۸۰۳

  20. رسول گفت:

    با سلام ی جوون ۳۰ساله هستم پدرم کارمند بود از دوران دبیرستان همیشه وقتی مغازه میرفتم با خودم میگفتم چ درامدی دارن اینایی ک میان نوشابه انرژی زا میخرن ۱۰۰۰تمن. خلاصه حسرت زیاد داشتم درس خوندم لیسانس گرفتم رفتم سر کار شروع شد از اینجا ی درامد خوب میلیونی برا خودم اوکی گردم یکسره کار میکردم تا اینکه در ی شرکت پخش مواد غذایی دعوت ب کار شدم و مدیر فروش و بعد مدیر ی شرکت دیگه تو این سن کم حدود ۲۶ سالم بود و به اسرار دوستان عمده فروشی زدم ۶ ماه نشد دیدم ن جنس هست ن پول ۵۰تمن بدهی دوباره ۸۰تمن وام گرفتم استارت زدم و ۵۰ تمتم اضاف کردم مجدد همین این دفعه دیگه وام ک موند هیچ بدهی ۱۰۰میلیونی شرکتا هم اضاف شد اصن موندم شیوه کار من همونه چطور شرکت های دیگه رو ب سود رسوندم مال خودم اینجوری الان وضعیت بدی دارم وام ها معوق حدود ۳۰تمنش و چک ضامن برگ خورده ی خونه بابا ضامن وام بود نزدیکه مصادره شه شرکتام از من شکایت کردن واسم دعا کنین واسه همه دعا کردم موندم چ کنم آبروم رفته بخدا.این شماره تلگرامه منه کاش ی گروه میزدیم با هم حرف میزدیم از اشتباهات هم درس میگرفتیم و راه حل ها رو بهم یاد میدادیم. واسه همه دعا کردم واسم دعا کنین یا حق

    • ناشناس گفت:

      سلام من یک جوان ۳۴ساله ام به خاطربیکاری ۳۰میلیون وام گرفتم ۲۰ میلیون هم چک دادم تاکامیونت بخرم وباش کارکنم ولی درامدجوابگوی قسط وچک وخرج ماشین وخرج زن ودوتابچه نبودمجبورشدم بفروشم ولی بعدچندماه ماشین ۶۴تومنی رو۳۸تومن ازم خریدن که اونم توچندماه بیکاری همش رفت جای بدهی حالاحقوقم ماهی۱و۴۰۰هست که۹۰۰تومن قسط بانک ملیه ۲۵۰کرایه خانه خرج رفت وامدبه کارخانه وقبض هارو که کم کنم ۱۰۰تومن میمونه براخرجی ۴نفرادم که نون خالی هم نمیتونینم بخوریم شرمندگی زن وبچه داره داغونم میکنه خدایاچکارکنم دارم دیونه میشم

  21. مقاله جالبی بود دقیقا این راه ها بسیار کار ساز هستند.
    باورهای ما نیز خیلی مهم هستند.

  22. ناشناس گفت:

    با سلام
    امروز روز سختی بود برام تا اینکه این مقالات رو خوندم واسه همه دعا کردم منم مثه این دوستان عزیز به مشکل بدهکاری دچار شدم پدرم کارمند و مادرم خانه دار بود با کلی سختی درس خوندم دانشگاه ملی و اولین دانشگاهی خانواده و فامیل بودم پشتکارم زیاد بود وارد مقطع فوق لیسانس شدم در ی شرکت استخدام و چون رشتم حسابداری بود چند کار با هم برداشتم زندگی خوبی داشتم تا اینکه به ی شرکت پخش دعوت کار شدم و ظرف ۸ ماه مدیر فروش و بعد مدیر ی پخش دیگه شدم و به اصرار دوستان خودم عمده فروشی زدم ظرف ۶ ماه دیدم نمیتونم چک ها پاس کنم و جنس هم ندارم گیچ شدم سعی کردم طلبم جم کنم اما ندادن حکم جلب گرفتم اما اقدتم نکردم گفتم شاید بترسن ک این اتفاق نیفتاد و منم دلم نیومد بندازم زندان خلاصه ازم شکایت شد بعضی صبر کردن دوباره ی وام ۸۰میلیونی گرفتم و شروع کردم مجدد دیدم ن پول هست ن بار گیچ بودم بدهی هم ک بخش اصلیش سرحاش بود مجدد ۵۰تمن وام گرفتم و بازم بعد چند ماه همین شد اقساط فشار اوردن شروع ب خرید اعتباری کردم خوب بود بخشی قسط دادم اما پدرم بیمار شد ۲ ماه نبودم برگشتم دیدم ۸۰میلیون کم اوردم شبانه روز تلاش کردم چک های اعتباریم پاس میگردم اما همچنان بدهکار بودم بخشی از پول ریختم بابت ی نمایندگی جدید اما اونم پول نگه داشت بار نفرستاد از طرفی کارخونه اولی گفت باید ضمانت ملکی بذاری تا دوباره بار بدم حالا بار نداشتم چک هام یکی یکی میرسید و پاس نشد پولمم اون کارخونه نداد بجاش ی بار بنجل از ی شرکت دیگه فرستاد ک اونم فرستادم جای بدهی ب کارخونه اولی. با این حال ۷۰میلیون بدهکار کارخونه و ۱۳۰میلیون ب بانک ک خونه پدرم کم مونده مصادره شه گیر کردم خیلی نمیدونم چیکار کنم از طرفی طلبکارا ک چک ضمانت پدرم اقدام کردن و از طرفی بانک احساس کردم اینکاره نیستم و دنبال کار مالی هستم اما نمیدونم با بدهیم ک نزدیک ۲۵۰میلیونه چیکار کنم خیلی شرایط سخت شده برام. واسه منم دعا کنین لطفا مرسی از شما

  23. باسلام
    احتراما به اطلاع میر سانم شما را بخدا قسم به داد ما برسید
    زندگی همسر و فرزندم در حال نابود شدن هست، من چکار کنم؟
    همسرم مدام گریه میکند و طلبکاران ما را بیچاره کردند.
    هر ساعت جلوی مردم و جلوی همسایگان با سر و صدای بلند آبروریزی درست میکنند
    ۵ ماه اجاره خانه ام دنبال افتاده علاج نداریم
    حتی پول ثبت نام فرزندم این طفل معصوم را نتوانستم فراهم کنم
    کسی درکم نمیکند و فرزندم هنوز به مدرسه نرفته
    شما را محض رسول خدا (ص) قسمتون میدم به داد ما برسید
    زندگی‌ام دیگر چیزی نمانده نابود بشود
    فقط بعنوان قرض کمکم کنید به مرور زمان این پول را بر میگردانم
    اجرتان را از آقا امام حسین(ع) بگیرید بخدا ثواب میکنید
    همسرم دچار بیماری شده هزینه درمان ندارم دکتر ببرمش خیلی حالش خرابه
    خودم هم بی نهایت حالم خراب هست. شب و روز ترس و وحشت دارم و نگرانم با وجود اینهمه گرفتاری بسیار دردناک
    همسرم خدایی ناکرده جانش از دست بدهد
    با همه وجودم التماس شما عزیزان میکنم.
    ۲۸۰ میلیون تومان زیر بار سنگین بدهی قرار گرفتم لطفا نجاتم دهید ثواب میکنید. با تشکر
    *******۰۹۱۳ ******** ۰۳۴ ******** ۶۰۳۷۹۹۱۸

    • علی اکبر داوری گفت:

      سلام خدمت همراهان عزیز سایت هوش مالی
      سپاسگزارم که درد دلتون رو با ما در میان گذاشتید

  24. ناشناس گفت:

    سلام ديدم اينجا همه از مشكلاتشون ميگن منم منم واقعن جايي و كسي رو ندارم براش بگم
    ٨ ساله كه ازدواج كردم سال اولي كه ازدواج كردم وضع مالي همسرم خوب بود هم جاي خوب خونه رهن كرد هم ماشيناي مدل بالايي داشتيم كارش لوازم خونه بود راجب مسائل كاري و درامد به من خيلي حرفي نميزد هميشه پول بود مسافرت خارج بود تا اين كه من باردار شدم و بعد متوجه شدم همسرم ٦٠٠ ميليون به شركت لوازم خونگي كه ازش بار ميگرفت ميفروخت بدهكاره خوب براي اون كار خونه فروش ميكرد تو تهران جوري كه يه برندي كه تو شهرستان توليد ميشد تو تهران خيلي گل كرده بود عامليت فروشش فقط با شوهر من بود شوهر منم ساده نكرده بود يه قراردادي بنويسه كه به جز خودش به كسي بار ندان زير ابي به خودش يه قيمت ميدادن بعد ميديد تو بازار يكي يه قيمت ديگه داره ميفروشه
    اومد با يكي شريك شد تو صنعت اجاق روميزي كار اون اقارم خوب كشيد بالا كلن تو فروش خوب وارده اونجا م باز قرارداد ننوشت از بس كه سادگي كرد به جاش چك نوشت داد بابت ضمانت مبلغ ٤٠٠ ميليون نكرد پشت چك بنويسه اين چك بابت ضمانته اومد اينجا كار كنه بدهي اونور رو بده بدتر اينور بدهكار شد
    اين وسط دائي اش ديد اين يه ماشين خوب زير پاشه شوهر من خيلي دوس داره خودش رو خوب جلوه بده ظاهرش رو و هميشه سر اين موضوع من باهاش بحث داشتم تا اين كه دائي اش تو كار موتور كولر بود اينو برد تو كار شوهر من اومد بدهي دوتا شريك اين دائي اش رو بده كه از صفر با دائي اش شروع كنه از بس دائي اش نشست زير پاش كه خوب پول در مياد اين كار اين قد من و مادر همسرم گريه كرديم كه شريك نشو با دائي ات دست بردار گوش نكرد ١٥٠ ميليون هم از كار اجاق روميزي كشيد بيرون تو اين كار اورد اينجا ديگه ضرر كرد دائي اشم پولش رو خورد و رفت اين قد حماقت كرد اوضاعنون خيلي سخت گذشت تا اين كه شوهرم با خاطر اون چك ضمانت افتاد زندان
    چند ماه طرفم راضي نميشد يه كار خانه دار ثروتمند به جاي ٤٠٠ تومن رو ٨٠٠ ميليون شكايت كرده بود
    اخر بعد چند ماه ديد دستش به پول نميرسه شوهرم رضايت داد بياد بيرون كار كنه پولش رو بده ولي از اون بدتر شوهرم از داداشش چك گرفت و پشت چك ها رو برادرش امضا كرد هر چك مبلغ ١٥ ميليون بود محبور بودن ولي اشتباه كردن چون شوهرم رو رضايت داده بود بياد بيرون اصن نيازي نبود پشت چك رو برادرش ضامن شه
    تازه از زندان كه اومد بيرون كار نداشت اومد از صفر از پاركينگ خونه مادرش شروع به توليد گاز روميزي كرد خوب بود بد نبود اما سرمايه نداشت از كسي كه جنس ميخريد ٢٠٠ ميليون باز بهش بدهكار شد
    تا اين كه ديد تو اين پاركينگ جا كمه برا توليد درخواست زياد به خاطر ١٠٠ ميليون شريك گرفت كه جا اجاره كنن تو توليدو خريد همه كاره شوهر من بود اون اقا فقط ١٠٠ تومن اورد و من از بانك دسته چك گرفتم و يه چك ١٠٠ تومني ضمانت داديم به اون اقا
    كار با اين اقا خوب پيش نرفت از كار چيزي بلد نبود فقط سرمايه داشت
    تااين كه دادگاه اولين بدهي شوهرم شد كه قسطيش كرد شد ٦٠ ماهي ٢ كه شوهرش نداشت اون ٦٠ اوليه رو بده
    باز به خاطر اون ٦٠ ميليون اومدن خكم جلبش رو گرفتن كردن زندان
    الان باز چند وقت ديگه حكم جلب اون ماهي ١٥ تومنش هم مياد كه برادرش ضامن شد
    واقعن بريدم و موندم چيكار كنم با اين كه خيلي خلاصه تعريف كردم
    بدون سرمايه از طرفي نميتونه كار كنه الانم به عالم و ادم بدهكاره نه خونه نه زندگي هيچي ام نداريم براي فروش

  25. احمد گفت:

    سلام
    همیشه میشه با توکل کردن به خدا و توبه کردن از کارای بدمون واستعانت از خدا تمام مشکلاتو حل کرد

  26. ناشناس گفت:

    سلام من در بازار تهران مغازه داشتم مالم به مبلغ هشتصد ميليون بردن الان هيچي ندارم چك هاي پدرمو تو بازار خرج كردم الان همه مي خوان جلب بگيرن و بعضي هاهم كوتاه اومدن استاد عزيز به نظر شما بهترين راه چيه كه اين افراد جلب نگيرن

  27. ناشناس گفت:

    با سلام.من دکتر داروسازم ولی وارد قمار وشرط بندی روی رشته های ورزشی شدم و حدود ۱۰۰ میلیون ضرر کردم.با این وجود بازم علاقه و اشتیاقم به قمار کم نشده ولی میخوام ترکش کنم هرچن سخته .بخاطر این قمار تا ۴ سال دیگه باس ماهی ۴۴۴۰۰۰۰تومن قسط بدم و الانم پس اندازم صفره ۵۷۵۰۰۰۰ تومنم بدهکارم.ممنون میشم اگه راهکاری بهم نشون بدین تا از این منجلابم در بیام و یکم به زندگی امید پیدا کنم.با تشکر

    • علی اکبر داوری گفت:

      سلام خدمت شما
      سپاسگزارم که مشکلات و مسایل خود را با مخاطبین سایت هوش مالی در میان می گذارید
      دوست عزیز متاسفانه هنوز شما به مرحله پذیرش نرسیده اید
      شما می دانید در حال اشتباه هستید ولی حاضر به پذیرش تغییر رفتار خود نیستید
      اگر درباره رفتار می خواهید بدانید این مطلب را مطالعه بفرمایید
      ماشین رفتار چیست؟
      لطفا اگر تصمیم گرفتید که رفتار گذشته خود را تغییر بدهید
      دوباره با ما تماس بگیرید

      • ناشناس گفت:

        با سلام و خدا قوت منظورتون از پذیرش رفتار چیه؟چطور میشه یه عادتو(قمار)که ۵ سال باهاش زندگی کردی بذاری کنار؟

        • علی اکبر داوری گفت:

          سلام
          سوال پرسیدند پذیرش رفتار چیه؟
          به شخصی مشاوره می‌دادم. ایشان طی ۴ سال ۱۰۰ میلیون تومان بدهی را به ۲ میلیارد تومان بدهی تبدیل کرده بود.
          با گرفتن پول نزول و ادامه دادن این مسیر. و مدام در جلسه مشاوره فقط یک راه حل را تکرار می کرد.
          می‌گفت: ۲۰۰ میلیون تومان پول نزول دیگر بگیرم، مشکلات مالی‌ام را حل می‌کنم.
          آن جلسه اولین و آخرین جلسه مشاوره با ان شخص بود.
          زیرا که ایشان نمی‌پذیرفت که کارهای قبلی‌اش اشتباه بوده است.
          به تکرار اشتباه‌اش اصرار داشت. اگر قرار بود تکرار روند قبلی درست واقع شود، بالاخره یک جایی بدهی تمام میشد.
          ولی چرا تمام نشده است؟
          نقطه پذیرش اینجاست که بپذیریم کارها و اقدامات قبلی ما درست نبوده است و حالا باید به شیوه دیگری رفتار کنیم.
          در مثال شما فرقی نمی کند که ۵ سال قمار کرده‌ای یا یک روز. هر روزی که بپذیری قمار اشتباه است، توان اصلاح رفتار خود را دارید.
          متشکرم از سوال شما
          در مطلبی به صورت کامل توضیح خواهم داد.

    • ناشناس گفت:

      سلام دقیقامنم تواین قماره بت با پوکر گرفتار شدم ۵ ملیون ک ۳ملیونش قرض بوده
      و پول رفیقمامه ک نمیتونم توروشون نگا کنم چ برسه بگم چ غلطی کردم با پولشون مغزم داره سوت میکشه ۲۱سالم بیشتر نیست خرج دانشگاهمو موندم افتادم تو دامه قمار و حس میکنم هیچکسو ندارم حتی خدا.

  28. ناشناس گفت:

    سلام هركي به وسع خودش مشكل داره من واقعا به وضع دوستان غبطه ميخورم مطالبوخوندم آرزوم كم شدن مشكلاتمه حدودپانصدو خورده اي ميليون بدهكارم كاش ميشد برگشت اما بهترين اقدام اينه بميريد ولي وام نگيريد من چهل وپنج تومن بدهكارشدم به بانك الان به يازده بانك مملكتمون بدهكارم خستم فقط دارم فك ميكنم كه حالا كه فهميدم اشتباهه بايد بقول استادايست كردبعدش بريم سراغ نقاط قوت من حاضرم اگه كسي راهي واسه حل مشكلم بهم بگه پياده ازتهران تا بندرعباس برم كه بفهمه من طالب يه راهم يه چاهي يه چيزي كه تكرارمكررات واشتباه رواشتباه نباشه شما بگيدچكاركنم

  29. ناشناس گفت:

    سلام خيلي ازمطالب شمارو مطالعه كردم بيشترگرفتاريا حول ناداني يا دانا بودن ولي خودتو به ندانستن ميگذره من واقعا به مشكلات شما وبدهي هاي دوستان غبطه ميخورم چون من براي صفرشدن فاصله اي كهكشاني دارم الان خيلي وقته من ازدواج كردم حدودشش ساله حدود چهارسال قبل ازدواجم بخاطر اينكه درخانواده اي زندگي ميكردم كه پدرم حاضرنبود حتي اون طرف خيابان رفتن ريسك كند ومنتظرميموند تا تمام ماشين ها عبوركنن ومادرخانه داري هم دارم كه هرگزتجربه كارخارج ازخونه رونداشت يبار شروع كردم با پونصدهزاروام كه قرض الحسنه بود رفتم ومغازه زدم وچون دانشگاه ميرفتم بعدمدتي بدون اينكه پدرم بدونه مادرموبكمكم آوردم تا مغازه لوازم التحريرمراربچرخاندوقتي نيستم تا بعد مدتي يه وارد كننده پيدا شد و بدون هيچي بمن تا بيست ميليون جنس داد تا جايي كه من مغازه دوم زدم وكسي از دوستامو جاي خودم اونجا گذاشتم بعداز مدتي ديدم طرف بيش ازحد بمن جنس ميده باهاش صحبت كردم كه اين همه جنس لوازم التحرير رومن نميتونم بفروشم كمترش كنه اونم گوشش بدهكار نبود بعد يكسال من متوجه شدم دوستي كه جاي خودم درشعبه دوم بود بازنش حسابي توبانك مسكن بازكردن وخودشون پول برميدارن و من هم خبر ندارم اين كار باعث شد مغازه پرجنس رو جمع كنم و خودم رفتم يه مغازه بزرگ عمده فروشي لوازم التخرير وخرازي رو گرفتم به اجاره چنانكه رفتم جاي كسي كه خيلي وقتا آرزوم بود از اون جنس بخرم حتي ماشين حساب گاو صندوق ميز تلوزيون وهمه چيز مغازشو من خريدم طي چند چك حالا براي اين كارمجبور شدم وام بگيرم اونم چه وام اشتباهي ٦٠ميليون مضاربه شش ماهه كه قابل تمديد بود بعداين من چون خودم سند نداشتم با مشاركت يكي ازدوستام كه كارمنددادگاه بود وامو گرفتيم اون سندآوردمن وامو داشتم اول كار اون ٨ميليون رو برا خالش كه صاحب سندبود بردوديگه حرفي ازش نزد بعد مدتي من مغازه كوچكي كه داشتم كمك ميكردتاچك هاي اين عمده فروشي پاس بشه چون خيلي اوضاع خراب بودپدرم براي اين آخرا ديده بود من پيشرفت كردم از كارخودش دست كشيد وپيشنهادداد كه بامن وارد كار عمده فروشي شود اما بدبختيا ازاين به بعدبيشترشدكسي كه ازبازارسردرنمي آورد اشتباه فاكتورميكردهميشه سازمخالفت وياس ميزد وهميشه باوجود ورودپول ازبيرون مغازه چكاش پاس نميشد تا جايي كه پدرم ميگفت من ديگه نميتونم تومنو بدبخت كني حالا كار بجايي رسيد كه اون دوستمم كه ديد وام نميشه خوب قسطاش پرداخت بشه درخواست تسويه وآزادي سندخالشو داد من مونده بودم چكاركنم كه تصميم به كارهاي جانبي گرفتم وقتي رفتم سراغ وام گرفتن براي خودم فكركردم اين شغل خوبيه براي بعضيا وام بگيرم وبعد ازشون درصدي بگيرم كه تواين مخمصه گيرافتادم چون من اعتمادميكردم به اين دفاتروام واونام ماشاله همه دزد تا جايي كه بيست سي ميليون ازبعضي ها گرفتم و همش موندرودستم بعددانشگاه امريه سربازيم افتادهمون دانشگاه خودم همون موقع به اصرار دوستام ومادرم وخودم متاسفانه متاهل شدم وزنم تازه داشت وارد بدبختياي من ميشدحتي زنم داشت قبول ميكردبامن ازدواج كنه چون منو خيلي دوست داشت ولي پدرومادرش ميترسيدن من كارم قطعي اين نباشه وحتي يبار پدرخودم آب پاكي رو رودستاشون ريخته بود كه پسرمن نميتونه آينده داشته باشه به هرحال عروسي كردم و خرج عروسيم سال ٩٠شد چيزي معادل بيست وپنج ميليون متاسفانه اين خودش يه استارت بدبختي رفتم بهترين خونه روباكمترين رهن وبيشترين كرايه گرفتم كه اينم يه اشتباه ولي همش اميدم يه وام كلان بودكه بتونم قسطانو باش يكي كنم براهمين افتادم دنبال اجاره سندازيه شهرستاني كه ماهي دوسه ميليون ازما ميكندو هميشه سندو تا پاي كارمي آوردوبعدكنسل ميكردتا اينكه يبار تواوج بدبختيا وفشار دوستم برا آزادي سندخالش تصميم اشتباهي گرفتم ويه چك ١٠٠ميليوني حامل بهش دادم البته چك پدرم بودبا امضاي پشت ازخودم تا بده بخالش كه خيالش ازبابت تسويه راحت باشه فارغ ازاينكه قبرخودمو اينجا كندم بعد شيش ماه يه نامه اومد درخونه ديدم جلب غيابي پدرم وخودم توشه كه رفتم دادگاه فهميدم همون دوستم چكو داده شرخر وازاون طرف خودش ازطريق دادگاه داره پيگيري ميكنه همه دادگاه هم باش بودن من ازاون لحظه راهي نداشتم ولي بدهي بانكيم كمتربود تازه بانك فعلا باسندخاله دوستم كاري نداشت فقط چون چك حامل بود اين شكايتشو كرده بود بمانددردادگاه هم آشنا داشت خلاصه من يه شب ديدم كه مامورا پدرمر بردن زندان چه شب سختي بود ازاون طرف خودمم متواري بودم رفتم بندرعباس وقشم اونجا خواستم كارو درست كنم افتادم توكار قاچاق لباس و كفش وغيره حتي گازوييل كارايي كه از نظر من يه زماني حرام بوداما فقط ميخواستم پدرم ازرندان دربياد سالي كامل اززنم زندگيم دوربودم البته بينش يكي دوبار يواشكي ميرفتم خونه بعداين همه كار من ازخيليا دوستا مادرم كه زن بودم قرعه كشي وغيره بيست سي ميليون قرض كردم جنس آوردم چند بار اوليل خوب بود اما بمحض اينكه يبارگيرافتادم ديدم هم دو ميني بوسي كه خريده بودم دادگاه مصادره كرد هم جنس اماني كه مي آوردم رفت هم حكم جريمه بارقاچاق صدوبيست وسه ميليوني افتادگردنمون هفت ميليون از دوست دانشگاهيم كه برامن جون ميدادن اكثرشون گرفتم كه برگ سبزاجاره كنم كه برگ سبز تقلبي ازآب دراومد ومن چون بارو به اسم مادرم زده بودم ازطرف دادگاه مادرم محكوم به شش ماه زنداني جعل سند برگ سبز واز اون ور جريمه بارشد وكيلي براش گرفتم چقدر سخت بوداون روزها خلاصه بگم پدرم فاميل جمع شدن با پنجاه ميليون پول جمع كردن ازادش كردن اما حكم من لغونشد و دادگاه چك صد ميليوني منو به ١٩٠ميليون بعد يكسال ونيم باتاخير وضرر كرده بود مجبور شدم با دوست دادگاهيم وارد مصالحه بشم كه كاش نميشدم تا جايي كه بمن گفت برات وام ميگيرم اين حساب منو ضامن بيار بگير تسويه كن منم گوش كردم دويست ميليون وام ريز از نه بانك گرفتم طي شش ماه كه كار بجايي رسيد كه الان چهارصد ميليون فقط بامعوقات به بانك ها بدهكارم فقط فقط ضامنام با اعسار ازحكم جلب نجاتشون ميدم حتي كار به جايي رسيد كه من خانمم كه كارمند بود رو مجبور به قرض از همكاراش كردم واونم بي ابرو شده از زندگي سير شدم خيلي كاراي مثبتم كردم ولي دوس داشتم فقط بگم بقول دوستمون بدبختي با بدبختي درست نميشه الان حسابدارم با كلي بدهي ماهي ١/٥٠٠حقوق نميدونم چكاركنم زنم پيشنهادطلاق داده به همه كس بدهكارم حدود پانصدو شقت هفتاد ميليون پرونده سندقاچاقم بازه حتي برا مادرم يه سنداجاره كردم گرو گذاشتم بايد هرلحظه برا ديرآزادشدنش به صاحبش پول بزم تازه يبار يه سند ازاين دلال گرفتم با فرداش پشيمون شدم بش دادم اينم با فرداش پول منو نداديعني خورده بود من كلي اومدمو رفتم تا اينكه اين گفت مگه سندو براتو اجاره بدم شانس داده بود دست يه نفر كه ببره دادگاه ببينم بدردش ميخوره يانه بدون حضورمالك با همدستي كارمنداي كثيف دادگاه سندو تورهن برده بودن وچون من همچنان قراردادم باهاشون پابرجا بود مجبورشدمهرروز پيگيري كنم تا ازطريق حراست دادگاه سندرو بعد يكسال براي صاحبش آزادكردن واوني كه متواري بود روگرفتن مثل خر بدشانس بودم اينو اصلا قبول نداشتم ولي همه بهم ميگن كه بابا پسر توديگه كي هستي از بس شانست مزخرفه حالا الان امشب بعدكلي فشار ضامنا بانكها اطرافيان طلبكارا خسته بودم زدبسرم خودمو بكشم ديدم بيشترمديون اطرافيانم ميشم واوناميمونن وگندكارياي من اومدم توسايت ديدم اين راهنمايي ها بود گفتم خودمو برا اولينبار براي اولين مرتبه خالي كنم هيشكي نيست حتي پيشش خالي بشم حرفموبزنم كاش ميشدجلوي ضررروگرفت

  30. ناشناس گفت:

    ممنون از نکات خوبتون.ولی من و همسرم دلایل بدهکاریمون رو میدونیم.ولی بخاطر فشار این بدهکاری هام مجبوریم تند تند اشتباهات قبلو تکرار کتیم اگه نکنیم ابرومون میره.هرچقدم کار میکنیم عین قطره میمونه تو دریا.حس نابودی بهمون دست داده واقعا نمیدونیم چیکار کنیم

    • علی اکبر داوری گفت:

      با سلام خدمت شما
      گام اول تغییر آگاهی است نسبت به تغییر
      گام دوم پذیرش است
      پذیرش یعنی که به این نتیجه برسیم اقدامات قبلی اشتباه بوده و من باید عواقب اشتباهاتم را بپذیرم
      و مرحله سوم و آخر این است که اقدام کنیم
      یعنی اقداماتی را در جهت اصلاح و بهتر شدن وضع موجود انجام دهیم
      جای خوشحالی است که شما مرحله آگاهی را پشت سر گذاشته‌اید
      اما متاسفانه به مرحله پذیرش نرسیده‌اید
      آیا میخواهید نتایجی که خودتان در آن نقش داشته‌اید را بپذیرد؟
      آیا قصد دارید گذشته خود را جبران کنید؟
      و اگر مرحله پذیرش را نگذرانید به مرحله اقدام نمی رسید
      و اقدام جایی است که نتایج تغییر میکند، بدهی کم میشود، اعتبار افزایش می‌یابد.
      و در مورد نکته‌ای که درباره آبرو بیان کردید:
      اگر به تکرار کارهای اشتباه گذشته ادامه دهید، ابرویتان بیشتر نمی‌ریزد؟
      و در آینده و با اشتباهات بیشتر چقدر جبران سخت‌تر می‌گردد؟
      امیدوارم بتوانید بدهی بد را تسویه نمایید و به شادی دست یابید
      البته بدون نگرانی از قضاوت دیگران

    • ناشناس گفت:

      عین من وهمسرم

  31. ل.ر گفت:

    ممنون و سپاسگزارم از پاسخگویی سریعتون اما من متوجه منظورتون نشدم . کدوم درها به روی من باز شده؟

    • علی اکبر داوری گفت:

      سلام مجدد
      لطفا از لیست توانایی‌ها و قابلیت‌های خودتون و همسرتون را به ایمیل من ارسال فرمایید
      حداقل ۱۰ ویژگی خودتون و ۱۰ ویژگی همسرتون را بنویسید
      davari2060@gmail.com
      سپاسگزارم از شما

      • ناشناس گفت:

        سلام و درود خدمت شما..من مشکلی دارم ک خداوکیلی نمیدونم چکار کنم
        پدرم ی کارگر ساده است وب سختی خرج مارو میده من ا کودکی عاشق موسیقی و خوانندگی بودم ..استعدادشم دارم ..ولی ب دلیل مشکل مالی نمیتونم برم بالا هرشب کارم شده گریه کردن ..پول از دوستم قرض کردمتا یکی دوتا اهنگ خوندم توروخدا کمکم کنینکنین یکی حامی من بشه ۱۸سالمه

  32. ل.ر گفت:

    سلام منو همسرم که تو رشته عمران و معماری فعالیت داریم سه سال پیش برای ثبت شرکتمون یه مبلغی از بانک وام مضاربه گرفتیم ۲۵ میلیون با پروزه هایی که گرفته بودیم مطمئن بودیم شیش ماه اصل و سودشو پرداخت میکنیم یک ماه نشده بود که همسرم از سر ساختمون سقوط کرد و سه ماه خونه نشین شد و کل کارارو ازش پس گرفتن و بیکاری بعدش و اقساط وام و … . پولی هم که برای ثبت شرکت داده بودیم وکیل بالا کشید و تموم یک مقداری هم از کسی طلب داشتیم که الان تبدیل به یه ادم فراری شده و یک ساله با یک چک برگشت خورده طرفیم . الان که سه سالی میگذره از اون وام سه تومن مونده و ده تومن دیگم به کسی بدهکاریم زندگیمون داغون شده به کل ناامیدیم. اگه بدهیام صفر بشه قسم میخورم که دنبال وام نرم . خیلی خسته م حتی انگیزه ای برای اینده ندارم . من خوددم ۲۴ سالمه و همسرم ۳۲ به نظرتون ما میتونیم از نو بسازیم؟ اشتباه من این بوده که برای اهدافم عجله کردم . بزرگترین اشتباه تو این دوره اینه که با پول قرض کاری رو شروع کنیادم باید بر اساس پولهای که تو حال داری برنامه ریزی کنی نه اینکه از الان برای اینده نقشه بکشی خصوصا شغل ما که یک ماه خداتومن درآمد داری یک ماه صفر صفری.

    • علی اکبر داوری گفت:

      سلام خدمت شما
      خوشحالم که از امید و اینده صحبت میکنید
      گر ایزد زِحکمت ببندد دری
      زِرحمت گشاید در دیگری
      اگر به این جمله اعتقاد دارید، لازم است که به درهایی که بروی شما باز شده است نظر اندازید
      فرصت های تازه را پیدا کنید و با توانایی های خود عملی اش کنید
      براتون ارزوی بهترین ها را دارم
      موفق و پیروز باشید

  33. ناشناس گفت:

    سلام
    مطلبتون عالی بود. من یه دختر خانوم مجرد هستم با کلی دانش و هوش و بلند پروازی.
    اما مهربانی بیش از حدم به تمام اینها میچربه. همین خصلت بد من رو بدهکار کرده. من دو بار به مشکل مالی خوردم.
    یکبار وقتی ۲۰ سالم بود ضامن پسر خالم شدم تا چندین خرید داشته باشه برای ایجاد کسب و کار. هیچ کدوم از اقساط خرید کالاش رو پرداخت نکرد. و همه چیز گردن من افتاد.
    زمانیکه مادر و پدرم هم از ماجرا خبردار شده بودن جز کتک و کنایه و بی آبرویی چیزی برام نداشت.
    پدرم مقداری از بدهی رو پرداخت کرد و من رو تا آخر عمر مدیون خودش کردم.
    البته پرداخت کردم اما دین و کنایه بعد از ۹ سال هنوز پا برجاست.
    بعد از اون ماجرا تلاش کردم به دانشم اضافه کنم و تا میتونم به خانواده محبت کنم تا اون اشتباه من رو فراموش کنن. همه کار کردم. چه مالی چه روحی ساپورت کردمش. اما هر چی زمان میگذشت تمام کارهای من وظیفه تلقی میشد نه محبت.
    حرفه ای رو یاد گرفتم و با دوستم شراکت کردم. اما غافل از اینکه اینجا هم از سادگی و محبت من داره سواستفاده میشه. یک سال تمام همش کم آوردم حتی تو پرداخت کرایه تاکسی خودم.
    از هر کسی هم کمک خواستم فقط به خاطر دختر بودنم درخواست های نا متعارف میشنیدم تعریف از خود نباشه دختر نازیبایی نیستم. .
    حالا من موندم و بدهی. میخوام کار کنم بدهی رو بپردازم اما حتی شرایط استخدام ها خیلی عوض شده.
    پوشیدن لباس نامناسب. رفتار دور از ادب. درخواست های بد.
    آدم بدهکار باشه اما مرد باشه. زن بدهکار خدا به فریادش برسه.
    اما بازم مطلبتون من رو آروم کرد.
    تشکر.

    • علی اکبر داوری گفت:

      سلام بر شما
      سپاسگزارم که حرف دلتون رو با مخاطبان سایت هوش مالی در میان گذاشتید.
      امیدوارم که زودتر از بدهی بد رها شوید و به سمت استقلال مالی و رشد مالی حرکت کنید.
      براتون ارزوی بهترین اتفاقات در زندگی و کسب و کارتان را از خدا خواستارم
      موفق و پیروز باشید

  34. ناشناس گفت:

    سلام، خانوم ۲۹ ساله هستم ۶ سال ازدواج کردم.
    خودم شاغل بودم و همسرم هم همینطور، تا بحال همیشه از شوهرم حمایت کردم هم از نظر مالی هم احساسی همیشه پشتش بودم.
    در این ۶ سال حدود ۴۰ میلیون بهش کمک کردم که حتی یکبار هم نخواست که برگردونه و حدود چهل میلیون هم در یکی از موسسات سپرده داشتم چون غیر مجاز بود الان حدود چهار ماهه که سودی که ازش میگرفتم رو ندارم،
    و تقریبا ۴ ماهه که بیکار شدم، شوهرم تو این شش سال انقد ازین شاخه به اون شاخه پریده که فکرشم نمیکنید، الان بعد از شش سال زندگی هنوز خونه پدرش زندگی میکنیم.
    نه پس اندازی داره نه ماشین داره نه حتی تو حسابش پولی داره با اینکه همیشه داره کار میکنه.
    ازین بحثا بگذریم، من قصد دارم واسه خودم ی زندگی خوب بسازم، ماهی ۱میلیون تقریبا از سود پولم تو موسسه و ماهی ۱ میلیون حدودا حقوقم میشد، که با اون مبالغ ی سپرده با وام گرفتن درست کردم ۲ میلیون قسط میدادم ماهانه، خیالم از حقوقم و سود سپردم راحت بود.
    الان هم بیکار شدم هم سود پولم در حال حاضر موجود نیست، حساب کردم با خرج و خوراک و قسط و اجاره حدود سه میلیون نیاز دارم و در حال حاضر فقط ۹۳۰ از بیمه بیکاری دارم، من میخام ی زندگی خوب و ایده آل واسه خودم بسازم، و قصد دارم تا دو سال آینده از ایران برم.
    من دختر زرنگی هستم و میتونم رو پای خودم وایسم، از ۱۷ سالگی کار کردم و مستقل بودم، اما الان واقعا ب کمک شما احتیاج دارم.
    میخام ی کاری کنم کارستون، میخام دو ساله ۲۰۰ میلیون جمع کنم، خواهش میکنم راهنماییم کنید با پیش زمینه اینکه الان فقط پنج میلیون پول دارم.
    و ۲۶ میلیون هم بدهکار هستم.
    ممنونم ازتون

    • علی اکبر داوری گفت:

      با سلام خدمت شما
      سپاسگزارم که مطالب سایت ما برای شما مفید بوده و شما را ترغیب کرده است که درد دلتون را با ما در میان بگذارید
      در گام اول به شما توصیه می کنم که مسولیت پذیر باشید. مسولیت رفتارهای خودتان را بپذیرید.
      در گام دوم برای ایجاد درآمدی پایدار تلاش کنید.
      در گام سوم برای پرداخت تمام بدهی‌های خود تمام تلاشتان را انجام دهید.
      از محصول «تسویه بدهی بد» هم می‌توانید استفاده ببرید. در لینک زیر از فروشگاه می توانید تهیه نمایید.
      خرید محصول دوره تسویه بدهی بد

      بعد از گذراندن این مراحل رسیدن به خواسته ۲۰۰ میلیون تومان برای شما اسان و سهل خواهد بود
      موفق و پیروز باشید

  35. ناشناس گفت:

    با سلام خدمت دوستان عزیز واستاد عزیز من هم جزو اون دسته از ادمها هستم که واقعا عدد صفر و دوست دارم و دوست دارم که به عدد صفر برگردم چون چند اشتباه در زندگیم باعث شده من الان کلی بدهکار بشوم وه هرروز ‌اس ام اس فحش وبد وبیرا و فشارهای زیاد طلبکاره برای گرفتن‌مبالغ مالیشون و در این شرایط جوری شده که تو شب یه نفس‌راحت بکشم‌وبیدار بمونم و لذت ببرم‌از این‌که همه خوابن و مزاحمی ندارم شزایط هم‌تغییر کرده یه زمانی طلبکاران با اصل و نسب بودن ودست بدهکارو میگرفتن و فشار‌نمیاوردن اللن جوری شده وقتی جواب تلفن‌ طلبکارو میدی بیشتر اذیتت میکنن وفشار میارن من فقط از خدا می خوام هر چه زودتر دوبار ارامش به زندگیمو خوانوادم‌برگرده ویه شب از زندگیمو به دون هیچ استرس وگرفتاری بزارم‌زمین

    • علی اکبر داوری گفت:

      سلام خدمت دوست عزیز
      ما هم از صمیم قلب ارزو می کنیم که هر چه زودتر به عدد صفر برسید
      و در ادامه بتوانید به عددهای بالاتر هم دست یابید
      برای این موقعیت شما پیشنهاد می کنم که شرایط الان خودتون رو بپذیرید و
      برای بیرون امدن از شرایط کنونی برنامه ریزی نمایید
      موفق و سر بلند باشید

  36. رحیم احمدوند گفت:

    با سلام و آرزوی سلامت برای شما
    اینجانب دو بار به مشکلات بزرگ مالی روبرو شدم. یکبار با شراکت با برادرانم و بار دیگر بعد از جدایی از سال ۸۳ تا سال ۹۰ زجر کشیدم.
    وامها گرفتم. شب وروزم یکی شده بود. بدبختی که ریشه اش در رفیق بازی و اعتیاد برادرانم بود من را به بیچارگی کشاند.
    جالب اینکه در همان حال بازهم تا مشکل داشتند در خانه من را می زدند و باز هم از من کمک میگرفتند.
    بدهی ها را تا سال ۹۰ تسویه کردم و با تلاش توانستم در سال ۹۱ بعد از ۲۰ سال مستاجری خانه ای بخرم.
    تمام محاسبات مالی را انجام دادم و مطمئن از اینکه بعداز خرید و گرفتن وام جانبازی ۴ درصد مبلغ ۱۰ میلیون تومان اضافه می آورم اقدام به خرید کردم. و ۱۰ میلیون اضافه را پیش خود حساب کردم که وارد کاسبی‌ام میکنم و به راحتی اقساط بانکها را میدهم.
    اما زمانی که بعد از معامله خانه به بانک رفتم گفتند ضامن شدی و چکت برگ خورده. بررسی کردم ضامن برادرزنم شده بودم.
    و مشکل را تا ۷ ماه حل نکرد. و درست در همین تاریخ ها اقدام به تخریب و نو سازی مغازه اش کرد. بنده با چکهای خرید خانه گیر کردم.
    اکنون در سال ۹۶ از یک خانه دو طبقه با سه واحد خانه که خریده بودم به بی خانگی و یک کاسبی خراب که حتی خرج زندگیم را برای زنده ماندن نمی دهد رسیدم.
    هر روز در خانه اعصاب خوردی داریم. اما همسرم که دختر خاله من میباشد با من در این نامردی برادرش با مشکل روحی روبرو شد.
    یک روز من داغونم او مرا دلداری میدهد و یک روز او از نظر روحی کم می آورد و من او را تسلی میدهم.
    به نظر خودم این همه مصیبت را ما از اطرافیان خوردیم چون دلمان رئوف بود.
    به روش مسلمانی با اطرافیان رفتار کردیم. غافل از انکه انها بویی از ایین محمد مصطفی (ص) نبرده اند.
    چراکه همیشه دست انها را گرفتیم اما انها به مرگ ما راضی شدند.
    اکنون اینده خوبی برای دو فرزندم متصور نیستم وتقریبا هر روز به خود کشی فکر میکنم.
    وجود دو فرزندم تا کنون مانع ان شده تا خود کشی نکنم.
    شما خواننده گرامی اگر از دستتان می اِد کمکم کنید.
    اگر نه توصیه میکنم در همه زندگی حواصتان به اطرافیانتان باشد چرا گاهی در پس یک آدم موجه ونماز خوان ممکن است یک حیوان درنده مثل برادر زن من باشد
    التماس دعا

    • علی اکبر داوری گفت:

      سلام و عرض احترام برای شما خواننده گرامی
      از این که شما را در این شرایط می بینم ناراحت هستم
      امیدوارم که با امید و توکل به خدا و داشتن برنامه بتوانید از شرایط موجود به وضعیت مطلوب برسید
      اما چند نکته را لازم می دانم که یادآوری کنم:
      اول: حساب حساب است و داش برادر است
      یعنی با حفظ حرمتها با حساب و کتاب روابط را مدیریت کنیم
      اگر می خواهیم برای کسی وامی ضمانت کنیم ، حتما ضمانت و رسید و برگه ای را جابه‌جا کنیم
      دوم: مسولیت زندگی هر شخصی فقط با خودش است
      پیشنهاد می کنم که مقاله مسولیت زندگی من با کیست را بخوانید:

      امیدوارم که به سرعت از شرایط بدهکاری رهایی یابید
      پیروز و سربلند باشید

  37. ناشناس گفت:

    سلام مرسی ک بلاخره آدمی ک هم دم یک کلمه حرف زدن نداره چندمطلب کم پیداشده مثلا شما یک کم امیدوار میکنه.ولا همه ک کم میارن یا بدهکارن یک ریسک تو زندگیشونه برا پیشرفت یا سر پنهی برا زنو بچشون،
    من برا سر پناه زنو بچم برا خونه سازی ۵۰میلیون وامو چک دادم ب کارگر.یک دفع نمیدونم چیشد همه چیز خوب بود عید۹۶تا الان ک آخرهای مرداد۹۶هست اول عید تا ۲۰عید همه چی دگرگون شد،کارشناس فنی هستم.یک دفع ببکار شدم بی پول شدم موتور ماشینم سوخت فرداش بیمه ماشین تموم فرداش بچم ب دنبا اومد فرداش کارگرم زنگ زد برا چک پول نشده وووووو
    پدرمم فنی بود و گاراژ بزرگی داریم پدرم فوت کرد من۹سالم بود واقعا سختی کشید هم کار هم درس،تا الان ک ۲۷سالمه از حق مغازه ک دارم ک داداشام کار میکنن چیزی نگرفتم و میگن حق در کار کردن در مغازست چیزی ب عنوان اجازه یا سهمت نداری بیا کار کن.رفتم کار خودمو مشتری خودم نزاشتن تو کارم دخالت.خلاصه
    نمیدونم چرا بعضی از انسانها تلاش میکنن ولی کم روزین بعضی میخورن میخوابن شب و روز پول میره حسالشون خوش روزین.اون وعده خداست میگن ک انسان هارو مهک بزنه.خودم داشتم زیاد دست خیلیها گرفتم چ پولی چ کاری چ راهنمایی چ کسی ک داشت سرشونی گول میزد همه جوره حال دادم میدم ب غریب یا آشنا برام فرقی نداره.
    الان ساعت۲هفده دقیقه شبه.فکرم خرابه چرا یک دفع ابن جوری شد بدهکار بیکار نمیدونم
    چندروزه رفتم سرکار ولی بازم کرایش سنگینه روزی۱۴تومن.
    تمام حرفم میدونی چیه
    اینه ک هرکس بلاخره بدهکار یا مشکلی داشته باشه بایک نفر حرف میزنه یا درد دل حتی شاید دوستش یا زنو بچش،ولی من نمیتونم ب کسی بگم چون ب دوستام بگم پشت سر مسخره میکنن ب زن بگی شاید،شاید ناامید بشه یا یک روزی بزنه سرت همون حرفارو یا هیچی.مرد باید مرد باشه رو پاهای خودش وایسته خودشو خودشو خودشو خودش.
    خیلی هارو میشناسم همه کس دارن از خیلی جهات ساپورت میشن از پدر،پدرزن،برادر،برادرزن.حتی از عموی زنشون.باز میگن نداریم یا زندگی چقد سخته.
    منی هیچ کس ندارم واقعا نه پدر نه پدرزن نه برادر زن نه بردار،یک مادر دارم پیشم زندگی میکنه برام دعا میکنه ولی نمیدونم کی مستجاب میشه.

    مقصر همیشه خودمونیم اگه چیزی میشه.
    ولی برا خانواده تلاش کردن شاید باعث بدهکاری بشه ولی دل بدان باشه جور میکنه خدا
    بندهاشم تاثیر دارن چوب لا چرخ کسی نکنن
    دمتون گرم بی فکر و گرم گرم چیزی تصمیم نگیرین برا چیزی چک بدین یا وام با نوزولش از بانک اسلامی.
    قدر زندگی بدونیم.کاش کاش کاش خدا دوباره بهم فرست بده بدهکاریمو بدم کامل راحت.واقعا دیگ وام نمیگیرم واقعا واقعا روزی میبره با سود نزولیش و ربا.
    سیستم بانکی مملکت درست بشه خدای بزرگ شاهد همه وضعشون درست میشه.
    خیلیها مثل من شب زنده دارن بفکر بدهکاریشون خدا همه کمک کنه بدهیشونو با آبرو بدن منم بدهیمو هرزودتر بدم کامل.
    دمتون گرم دوستان
    حسین(آرش کبیر) از بابل

    • علی اکبر داوری گفت:

      دوست عزیز جناب حسین(آرش کبیر) از بابل سلام
      از شب زنده داری ات گفتی و من هم برایت بگویم که روزی بزرگی قسمت‌ات شده ( الان که این جمله را نوشتم به کسانی که شب زنده دار هستند حسودی ام شد و اشک در چشمانم جای گرفت)

      و بسیار خوشحال هستم که به یکی از مشکلات خود یعنی وام گرفتن و سود پرداختن کردن آگاه شدید و قصد دارید دیگر این کار را تکرار نکنید.

      اما نکته بعدی که در نوشته های شما دیدم این است که شما همراه با مادرتان زندگی می‌کنید. امیدوارم که به این موقعیت به دید یک فرصت نگاه کنید. و به امید خدا نتیجه عالی هم بگیرید.
      برای شما آرزوی بهترین ها را دارم
      موفق و سربلند باشید

      • یک زن گفت:

        سلام من یک زنم همسر یک بدهکار که از بدهکاریمون خبر نداشتم اگه زودتر خبردار میشدم بدهیمون از ۴۰میلیون ۳۰۰میلیون نمیشد و من آواره و همسرم زندانی نمیشد.لطفا شرایط اقتصادیتون رو از شریک زندگیتو ن بنهان نکنید.

        • علی اکبر داوری گفت:

          سلام برشما
          مچکرم که به نکته مفیدی اشاره کردید
          و لازم می دانم این نکته را بگویم که ندانستن عیب نیست بلکه نپرسیدن عیب است
          بهتر از است که از وضعیت مالی با عزیزان و کسانی که می توانند به ما کمک کنند، صحبت کنیم
          موفق و سربلند باشید

  38. ناشناس گفت:

    سلام خدمت استاد ارجمند من یک کارمند تقریبا سه میلیون حقوق دارم بدلیل بیماری سرطان خانمم و بیماری مادرم وضمانت در بانک پنجاه میلیون بدهی دارم باز پرداخت بدهی برام سخت شده وتازه با شما آشنا شدم هرکار میکنم جمعش کنم نمیشه روزی نیست که ازبانک ویا افراد به من زنگ نزنن لطفا راهنماییم کنیید ضمنا مدرک دانشگاهیم فوق لیسانس هستش

  39. سجاد گفت:

    سلام این جمله اخر کاملا نامیدم کرد؛
    بدهکاری ورشکستگی فقط یکبار در زندگی باید ایجاد شود. تکرارش خلاف سلامت عقل و منطق است –
    من چندبار ورشکست شدم و این بار اخر از همه وقتی بدترم طلبکارام گیرم اوردن یا روز ب روز به پولشون اضافه میکنم یا میرن دادگاه .
    هیج راهی ندارم خونوادمم خبر ندارن البته میدونن بدهی دارم ولی نمیدونن چقدره.دوستان برام دعا کنید

    • داوری گفت:

      جناب سجاد عزیز سلام
      از اینکه مطلب اموزشی من را مطالعه فرمودید خوشحالم
      عاقل کسی است که از یک سوراخ فقط یکبار گزیده شود، منظور از تکرار نشدن ورشکستگی همین است که شما اشتباه قبلی را تکرار نکنید.
      از دلایل تکرار ورشستگی داشتن الگوهای غلط ذهنی است که شما را در موقعیت قبلی قرار می دهد. و همان نتایج را برای شما تکرار می کند.
      امیدوارم با مطالعه و مشورت های خوب انگیزه خود را بدست اورید و از حیطه ورشکستگان بیرون ایید.

      • محمد گفت:

        سلام
        آقای داوری من ۲۹ سالمه هر کاری که تو فکر دوستان بگزره من انجام دادم با خیلی ها شراکت کردم یکی از عوامل ورشکستگی تغیر شغل و از این شاخه با اون شاخه پریدن و شراکت با هرکس و اطمینان کردن به شریک خود
        دومی اینه که شما از اونی که هستید خودرا بالاتر می بینید یعنی اینکه تا به دوقرون پول میرسید خرید گوشی آنچنانی و خرید اتومبیل قسطی و مسافرتهای پی در پی تفریحی
        سومی نخوندن دخل و خرج یعنی شما درآمد مثال روزی ۵۰ هزار تومان داشته باشید و همان ۵۰ رو خرج کنید
        چهارمی اصل که خیلی مهم جو گیر شدنه چه در خرید پوشاک و چه در خرید میوه یا سوپر مارکت
        من خیلی تجربه های شیرین و تلخی از شراکتام داشتم که معمول شرکای من به خاطر اطمینانی که بهشون کردم من و دور زدن یعنی شغل و راه انداختم‌ به بهترین نحو و بعدش …

        • علی اکبر داوری گفت:

          دوست عزیزم سلام
          دوست عزیزم شما به پول وابسته هستید و همین وابستگی شخصیت مالی بدی برایتان ایجاد کرده است
          آن زمانی که پول دارید به ولخرجی(ا به دوقرون پول میرسید خرید گوشی آنچنانی و خرید اتومبیل قسطی و مسافرتهای پی در پی تفریحی)(یکی از نشانه‌های تیپ ولخرج) هستید و یا به تیپ فداکار (تجربه های شیرین و تلخی از شراکتام داشتم – یکی از نشانه‌های تیپ فداکار) تبدیل می‌شوید. در زمانی هم فرصتی می بینید به تیپ رویایی (هر کاری که تو فکر دوستان بگزره من انجام دادم – یکی از نشانه‌های تیپ رویایی)
          افراط و تفریط در زندگی شما نشانه خوبی نیست.
          یعنی شما به آسانی با آمدن یا رفتن پول تغییر رفتار می‌دهید.
          پیشنهاد می‌کنم در گام اول مقاله «برای پول کار نکن بلکه برای علاقه‌ات کار کن» را از لینک زیر مطالعه کنی
          برای پول کار نکن بلکه برای علاقه‌ات کار کن
          وابستگی به پول و پول درآوردن در زندگی امروز افراد جامعه به شدت موجب سردرگمی و نگرانی مان می‌شود.
          شاید لازم باشد با مفهوم پول هم آشنا شوید.
          مطلبی هم در این باره برای شما دوست عزیز نوشته‌ام که امیدوارم به کمک شما بیاید.
          مقاله پول چیست؟
          اینکه شما می توانید از اشتباهات خودتان بگویید نشانه خوبی است برای اینکه آمده تغییر هستید.
          اما این تغییر نیاز به زمان و آگاهی دارد.
          امیدوارم که این شروع اگاهی و تغییر شما باشد و به زودی شما در جمع ثروتمندان خودساخته ایران ببینم
          زیرا که شما توانایی درآمدزایی بسیار خوبی دارید
          اما توانایی کنترل خروجی های خود را ندارید
          اگر بتوانید به خودتان مسلط شوید به زودی می توانید مسایل زندگی خود را حل نمایید
          برای شما ارزوی بهترین ها را دارم
          علی اکبر داوری

  40. اسلام گلمحمدزاده گفت:

    سلام استاد بزرگوار
    به نظربنده عوامل خیلی زیادی هستند که به افرادجامعه ومخصوصا کارآفرینهاازبیرون تحمیل می شوند وموجب افزایش هزینه ها وبدیهیا میشوند ومتاسفانه بانکهای کشورمان مثل تیمورلنگ خیلی بیرحمانه خانه مردم را خراب میکنند ومتاسفانه روزانه شاهد افزایش بدهیهای افراد و کارخونه دارها وصاحبان شرکتها و ورشکسته شدنشان میشویم

    • داوری گفت:

      جناب گلمحمد زاده
      سلام و عرض ادب
      مطابق نظریه اقای میشل پورتر عوامل زیادی موجب فشار به کسب و کار ها وجود دارند.
      یک مدیر با شناسایی این عوامل و مدیریت آنها می تواند موفق شود.
      در ضمن در هر کشوری عواملی برای افزایش هزینه ها و بدهیها وجود دارد.
      مثلا در کشور ما رقابت به شدت پایین است. در حالی که در کشورها اروپایی رقابت به شدت بالاست.
      ما اگر بتوانیم از این فرصت و یا فرصت های بیشمار در کشورمان بهره ببریم می توانیم به موفقیت دست پیدا کنیم.

  41. ندا گفت:

    چون منزلون مشکل داشت و احتیاج به تعمیرات داشت میخواستیم وام بگیریم از بانک منصرف شدم . بعد بوسیله این قرعه کشی کارمون انجام شد. خوبیش هم اینه که سود نداره و ضامن هم نمیخواد و حتی اگه وسط یا اخرم نوبتت برسه چیزی را از دست ندادی، یه پول پس انداز واست مونده و کارتو را میندازه

  42. ندا گفت:

    سلام خدمت همه دوستان امیدوارم هرچه سریعتر وامها و بدهی و قرضهاتون روبدین منم یه پیشنهاد دارم اگه دوست داشتین امتحان کنید برای من که کمک بزرگی بود شرکت در قرعه کش های خانوادگی و دوستانه هر ماه مبلغی پول کنار میذاری مثلا ۵۰۰ یا کمتر البته اگه مدیر صندوق هم باشی که بهتر مرحله اول را خودت بر میداری .
    من یه ده میلیونی شرکت کردم نفر دوم برنده شدم .

  43. سید امیر گفت:

    سلام بر استاد گرامی
    مطلب مفیدی بود
    لطفا در مورد اینکه اصلا چه کنیم به این مرحله نرسیم و همیشه برنامه ای برای جلوگیری ازبدهکاری داشته داشته باشیم

    • علی اکبر داوری گفت:

      سپاس از لطف و دقت نظر شما
      داشتن هدف در زندگی و مسولیت پذیری می تواند از عوامل پیشگیرانه از بدهکاری و ورشستگی می باشد
      به همین منظور می توانید دو مطلب زیر را مطالعه بفرمایید
      ۱٫ به نظر شما آیا نوشتن هدف کار سخت و مشکلی است؟
      http://hoshemali.com/?p=3611
      ۲٫ مسئولیت زندگی من به عهده چه کسی است؟
      http://hoshemali.com/?p=3240

      موفق و پیروز باشید

      • ناشناس گفت:

        سلام تورو خدا شرایطم بده خیلی بدهی دارم خیلی یک زن بی پناهم اگ ممکنه کمکم کنید ممنوم

        • علی اکبر داوری گفت:

          سلام بر همه خوانندگان عزیز وبسایت هوش مالی
          لطفا بفرمایید از خواندن این یک جمله چه برداشتی به ذهنتان می رسد؟
          وقتی نمی توانیم مسایل را به صورت درست و شفاف بیان کنیم،
          آیا توان حل کردن مسایل را داریم؟
          گام اول در حل مساله تعریف درست از مساله است
          لطفا برای حل مسایل زندگی‌تان اول مسایل را درست و دقیق برای خودتان تعریف کنید و بعد سوال کنید که چطوری می توانم حلش کنم.
          سپاسگزارم از به اشتراک گذاری مسایل تان

  44. ف.ب گفت:

    سلام. مطلب جالبی بود.

  45. بعضی وقت ها متوقف شدن و کاری نکردن خیلی از اشتباهات رو جبران میکنه.
    قبول ۱۰۰% مسوولیت زندگی باعث میشه که اشتباهات رو بپذیریم و با آرامش تصمیم بگیریم.
    نکات بسیار آموزنده ای رو گفتید که حتماً از اونها استفاده می کنم
    سپاسگزارم

  46. واقعاً مقاله مفیدی بود
    اینکه فرمودید هرکاری رو باید “به شیوه ی صحیح” و “در مسیر درست” انجام داد رو به شدت قبول دارم.
    ممنون از مقالات خوب و بسیار مفید وبسایت هوش مالی

    • علی اکبر داوری گفت:

      سلام
      از توجه و تکرار نکته اصلی از شما سپاسگزارم
      شیوه صحیح و مسیر درست نکته بسیار مهمی است

  47. با سلام
    تجربه‌ی شخصی فوق‌العاده جالب، آموزنده و جذابی بود.

  48. استاد عزيز بابت انتقال تجربياتت بسيار سپاسگزارم
    و يكي از اشتباهاتم بابت بدهي ها گرفتم وأم از بأنكها با درصد بالا كه به فرموده شما افزايش بدهي إيجاد ميكنم و شايد در كوتاه مدت مشكل حل سود ولي عملا بدهي بيشتر ميشود
    ممنونم از راهنماي ات

    • علی اکبر داوری گفت:

      دوست عزیر سلام دارم به شما
      خوشحالم که به اشتباه خود پی بردید و ان شاء الله بزودی بتوانید مشکل مالی خود را حل کنید
      و البته که دیگر در دام بدهی بد نیفتید
      موفق و پیروز باشید

  49. سید علی باقرپور گفت:

    خیلی خوبه که استادی مثل شما تمام تجربیاتش رو بی دریغ به ما میگه
    ممنونم استاد

  50. شیخ انصاری گفت:

    ممنونم از این مطلب مفید و کاربردی .

  51. واقعا همینطوره
    کسایی که به خواب رفتند رو میشه بیدار کرد
    اما کسانی که خودشون رو به خواب زدن نه
    مرسی از مقاله خوبتون

  52. ستایش گفت:

    ممنونم استاد بسیار عالی و کاربردی بود.امیدوارم سایر دوستان هم بتونن مثل من استفاده لازم رو از این مطالب مفیدتون ببرن

  53. فاطمه گفت:

    بسیار عالی، هرچند تا حالا چنین تجربه ای نداشتم ولی حالا می دونم اگه بدهکار شدم باید چیکار کنم

    • علی اکبر داوری گفت:

      امیدوارم که هیچ گاه با این مساله روبرو نشوید
      ولی می توانید این مطلب را با کسانی که با این معضل درگیر هستند به اشتراک بگذارید
      ممنونم از شما

  54. ریشه یابی مسایل نکته ای است که کمک می کند کمتر اشتباه کنیم و شما به خوبی به آن اشاره فرمودید

    ممنون از مقاله خوبتان

    • علی اکبر داوری گفت:

      شما به اصل مطلب در این مقاله اشاره کردید
      ریشه یابی می تواند به سرعت ما را در مسیر درست قرار دهد
      موفق باشید

  55. پوریا گفت:

    خیلی خوشحالم که روی این مسئله بدهکار بودن تمرکز کردید…در حالی که بدهکاری مشکل خیلی ها توی جامعه ماست ولی کمتر کسی دیدم که روی این موضوع تمرکز کنه و راجع بهش صحبت کنه…همه استادا فقط راجع به پولدار شدن حرف می زنن…در حالی که بابا….وقتی طرف بدهکاره کجا فکرش کار میکنه پولدار بشه

    • علی اکبر داوری گفت:

      جناب پوریا
      از مثبت اندیشی شما متشکرم
      نداشتن بدهی و قرض شروع پیشرفت خیلی از افراد جامعه ماست

  56. سلام.
    دقیقا همینطوره.
    انسانهای بدهکار به امید اینکه از بار بدهی خود کم بکنند کارهایی را انجام می دن که باعث افزایش بدهیشون میشه.
    استاد گرامی اگه میشه راهکاری ارائه بدید که فرد بدهکاری که باید زودتر بدهی خودشا پرداخت بکنه زودتر از وضعیت بدش خلاص بشه.
    ممنون از شما

  57. بعضی وقتها با خودم فکر میکنم اگر نکات مهمی که شما در مقالتون فرمودید رو مطالعه نمی کردم، دچار چه مشکلاتی می شدم! از راهنمایی های ارزشمندتون ممنونم.
    شهرام عادلی،
    مدرس و مشاور فروش و خدمات مشتری و مدیر وبسایت مدار مشتری دات کام
    http://www.madaremoshtari.com

    • علی اکبر داوری گفت:

      از توجه شما سپاسگزارم
      پیروز باشید

    • ناشناس گفت:

      عدد صفر عدد خوبی خدا کنه همه بدهکارها مثل من هرچه زود تر وبه امید خدا و تلاش فردی و یک مقدار شانس به این عدد و عداد بالاتر برسند

      • علی اکبر داوری گفت:

        جناب شهرام عادلی عزیز سلام
        خیلی خوشحالم که به عدد صفر رسیدید
        امیدوارم که خیلی سریع به عدد های مثبت و بالاتر هم برسید
        پیروز و سربلند باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

به فروشگاه سایت هوش مالی خوش آمدید رد کردن